روزهای
آخر سال مسيحی
۲۰۰۶
را ميگذرانيم
و در همين
آخرين ساعات بالاخره
بازی قايمباشک
جمهوری
اسلامی،
سازمان ملل
متحد، پنج
بعلاوة يک،
آمريکا،چين،
روسیه و آی ای
پي ای به
پايان رسيد و
شورای امنيت
ساعت نه صبح
ديروز شنبه به
وقت غرب جلسة
خود را تمام
کرد و پانزده
عضو اين شورا
نسخة تجديد
نظر شده (يعنی
شير بی يال و
دم و اشکم) قطعنامة
تحريم ايران
را بر اساس
اصل ۴۱
از فصل هفتم
منشور سازمان
ملل متحد را
که توسط
بريتانيا،
فرانسه، و
آلمان تهيه
شده بود تصويب
کرد.
شوراي
امنيت سازمان
ملل متحد، تا
تاريخ ۳۱ ماه
اوت سال جاري
ميلادي، به
ايران فرصت
داده بود که
فعاليتهاي
مربوط به غنيسازي
اورانيوم را
متوقف سازد.
پس از چندين و
چندبار تاخير
و تغيير
تاريخ، بنا بود
قطعنامة کذايي،
روز جمعه به
راي گذاشته
شود، اما باز بهعلت
مخالفت روسيه
با تعدادي از
بندهاي آن، رايگيري
دگربار به
تاخير افتاد،
و نهايتا در
جهت جلب
موافقت مسکو
که خواهان
نرمش بيشتری
در رويارويي
با ايران (يعنی
حفظ منافع
خودش) بود، در
متن قطعنامه آن
تغييراتي داده
شد.
بر
اساس اين
قطعنامه تنها در
صورت همکاري
کامل ايران با
همه پيش شرطهاي
قطعنامههاي
قبلي شوراي
امنيت و همه
درخواستهاي
آژانس بين
المللي انرژي
اتمي، تحريمها
لغو خواهند
شد.
قطعنامه
از ايران ميخواهد
که همه فعاليتهاي
هستهاي
مربوط به غني
سازي
اورانيوم را
بيدرنگ
متوقف سازد. ايران
هم سريعا
مخالفت خود را
نشان داد و
مطابق معمول از
عمل کردن به
خواست شوراي
امنيت سازمان
ملل متحد، اعلام
امتناع کرد.
خوب
به نظر شما
اين همه سر و
صدا برای اين
قطعنامه از پوتين
و رايس، بلر و
بوش از سويي،
کوفی عنان و ناصر
عبدالعزيزالناصر
و محمد
البرادعی از
سوی ديگر و
متکی و لاريجانی
در جهت مخالف
چه پيامدی
خواهد داشت؟ آيا
در اين آشفتهبازار
بحران و کشمکش
هيچ توجهی به
منافع ملت ايران
و مردم ايران
شده است؟ من
که فکر ميکنم
ما مردم، حقوق
بشر، دمکراسی
و آزادی،
برقراری يک
حکومت
سکولار، و همة
اين آرزوهای
دستنيافتنی
در هيچيک از
اين معاملات
نه حضور
داشتيم و نه
اهميت. همة ما
هم مورد
معامله قرار
گرفتيم و چه
معاملة
ناجوانمردانهای.
آيا دغدغة ما
ملت مسدود
کردن دارايي
جمهوری
اسلامی،
جلوگيری از
سفر هياتهای
نمايندگی ايران
به خارج، ساخت
نيروگاه اتمی
بوشهر است يا
سرنوشت
ايرانيانی که
در داخل زندان
و بيرون زندان
کشته و اعدام
میشوند؟ آيا
دلمشغولی ما
مردم ايران در
زمانی که مجلة
تايم فرد سال
خود را «شما»
انتخاب میکند
و در عصر شکوفايي
اطلاعات،
ناديده گرفتن
اين توان
شهروندان
ايرانی و
مسدود کردن
راههای
اطلاعات
رسانی بايد
باشد يا
جلوگيری از
داشتن توان
هستهای؟
چه
کسی است که
نداند که به
دنبال شکست
تندروان
افراطی در
انتخابات
هفتة گذشته اين
تنها راه
سرگرم کردن
مردم ايران و
جهان برای
جلوگيری از
توجه آنان به
مسائل اصلی
یعنی معضل
اقتصادی و نقض
فاحش حقوق بشر
مردم ايران
است!
گوش
اگر گوش تو و
ناله اگر نالة
من
آنچه
البته به جايي
نرسد فرياد
است.