روزنامة
معتبر
واشينگتن
تايمز در
شمارة هفدهم
ماه فورية خود
مقالة مفصلی
داشت به قلم
دانلد لامبرو LAMBRO گزارشگر
که اطلاعات
نوشته شده در
آن میتواند
برای ما
ايرانيان
بسيار آگاهکننده
باشد. در اين مقاله
آمده است که
بودجة شبکة
خبررسانی يا
سخنپراکنی
صدای آمريکا
که هدف آن
کشورهای
اسلامی جهان
هستند برای
سال جاری و
سال آينده
افزايش قابل
توجهی يافته
است. سهم بزرگی
از اين افزايش
بودجه مربوط
به بخش فارسی
صدای
امريکاست که
در نتيجة آن
زمان پخش
برنامههای
راديو
تلويزيونی
فارسیزبان
بيشتر خواهد
شد. در حال
حاضر صدای
آمريکا
روزانه دو
ساعت برنامة
فارسی
راديويي و نيم
ساعت برنامة
فارسی
تلويزيونی
بسوی ايران
پخش میکند که
در نخستين گام
زمان برنامة
تلويزيونی آن
به دو برابر
افزايش خواهد
يافت.
گزارشگر
واشينگتن
تمايمز می
نويسد: "در پی
تصويب لايحة
پيشنهادی کاخ
سفيدکه ده در
صد افزايش در
بودجة دفاعی
اضطراری کشور
بود، بودجة
صدای امريکا
به رقم
باورنکردنی
ششصد و پنجاه
و دو ميليون
دلار در سال
رسيده است که
نسبت به سال ۲۰۰۱
افزايشی
حدود چهل و
پنج درصد را
نشان میدهد."
نکتة جالب اينجاست
که هرچند اين
بودجه در ميان
ساير بخشهاي
صدای امريکا
از جمله
تلويزيون ال
هورا که بيست
و چهار ساعته
به زبان عربی
برنامه پخش میکند
تقسيم شده،
ايران
بيشترين سهم
را از آن خود
کرده است. در
نتيجه از اين
مقدار رقم هفت
مميز سه
ميليون دلار
افزايش بودجة
ساليانه برای
تقويت بخش
فارسی زبان
اختصاص داده
است تا در
کنار فعاليتهای
بعد از جنگ
افغانستان و
عراق به پروژة
بعدی خود
ايران برسند.
از متن
مقاله چنين بر
ميآيد که اين
افزايش بودجه
مورد توجه شخصی
کنداليسا
رايس بوده است
که خود سالها
عضو هيأت امنای
سخنپراکنی Broadcasting Board of Governors
بوده است. اين
نهاد دولتی و
فدرال که
اصطلاحاٌ BBG
خوانده میشود
نهادی است که
بر کلية
برنامههای
سخن پراکنی و
خبر رسانی
غيرنظامی
امريکا اعم از
راديوهای موج
کوتاه و
تلويزيونهای
ماهوارهای
نظارت دارد و
هر ساله با
توجه به نياز
کشور امريکا
بودجههايي
را در اختيار
بخشهای
مختلف قرار میدهد.
از جمله
برنامههايي
که تحت مديريت
BBG کار میکنند،
راديو آزادی
اروپا، ال
هورا، راديو
آزادی آسيا،
راديو
تلويزيون
مارتی که بهسوی
کوبا پخش میشود
و راديو عربی
زبان ساواست. راديو
فردا و صدای
امريکای فارسی
نيز بخشی از
اين مجموعة کلی
هستند.
از قراين
و شواهد چنين
بر میآيد که
طی سالهای
۲۰۰۵ و ۲۰۰۶
علاوه بر
کاخ سفيد و
پنتاگون
ايران در صدر
توجه نهاد بی
بی جی نيز
قرار گرفته
است.
در اين
مقاله همچنين
آمده است که
اين پروژه نشان
از آن دارد که
دولت بوش به
اهميت پيامرسانی
و قدرت آن در
جنگ با
تروريزم بيش
از بيش آگاه شده
است و از اين
پس از وسيله
به بهترين وجه
استفاده
خواهد کرد.
برای من
به عنوان يکی
از اعضای
جامعة
مطبوعاتی
ايرانی، هر
چند اين نگرش
و توجه به
اهميت پيام و
پيامرسانی
بسيار با ارزش
است، ولی اين
انديشه را هم
در من بيدار میکند
که چگونه ما
ايرانيان
بويژه
ايرانيان مقيم
کاليفرنيا که
دو راديوی
بيست و چهار
ساعته و
متجاوز از
بيست و چهار
کانال
ماهوارهای
بيست و چهار
ساعته داريم،
اين چنين با
کج سليقگی و
بدون احساس
مسئووليت و
ساده و آسان
اين گنجينهها
را به باد میدهيم
و از اين سلاح
بسيار مؤثر نه
تنها بهرة درست
نمیگيريم که
آنچه میکنيم
بيشتر به زيان
مبارزات مردم
ايران تمام میشود. اگر با
من موافق
نيستيد نگاهی
به تاريخچة
بيست و پنج
سالة فعاليتهای
رسانههای
ايرانی برون
مرزی
بينداريد.