اين
بار در
کنار
درخت کاج
نمادين
درختی
در سينه
بکاريم
و بجای
آويختن هديه و
لامپ و
نوارهای
رنگين
اسامی
يارانمان را
به شاخههايش
بياويزيم
دوستان
نزديک و نه
چندان نزديک
دوستان
قديم و دوستان
جديد
آنهايي
را که هر روز
میبينيم و
آنهايي که بهندرت
میبينيمشان
آنهايي
که همواره يادشان
هستيم و
آنهايي که گاه
فراموششان میکنيم
آنهايي
که هميشه
برايت هستند و
آنهايي که
کمتر به تو میرسند
دوستان
زمان خوشي و
زمان ناخوشي
دوستانی
که بینظر
آزارشان
داديم و
آنهايي که بینظر
آزارمان
دادند
آنهايي
که خوب میشناسيمشان
و آنهايي که
فقط نامشان را
ميدانيم
آنهايي
که کمی مديون
ما هستند و
آنهايي که ما
بسيار به آنها
دين داريم
دوستان
ساده و دوستان
مهم
و
اسامی همه
آنهايي که در
زندگی ما راهی
گشودهاند،
هرچند گذرا
يک
درخت با ريشههای
قوی و پر شاخ و
برگ
با
شاخههای
بلند و پرتوان
به
گونهای که
هيچيک از اين
نامها از آن کنده
و جدا نشود
و جا
برای تازه
واردان بسيار
داشته باشد
درختی
با سايباني
دلچسب که
دوستی بتواند
زمانی
بيابد و در
ساية آن دور
از هياهوی
زندگی دمی
بيارامد.