Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2004                                     Works >> Publications


March 28, 2004
کتاب چيز خوبي است و گذران زندگي بدون کتاب کار سختي است

کتاب چيز خوبي است و گذران زندگي بدون کتاب کار سختي است. هنگامي که مي گفتند ايرانيان در ميان ساير ملل در رديف کم خوان ترين کتابخوان‌ها بودند خيلي غصه مي خوردم و نمي دانستم اينان چه چيزي  را مي توانند جانشين کتاب کنند که از آن لذتبخش تر باشد. خوشبختانه امروز نسل جوان ايراني در داخل کشور، اين کمبود را جبران کرده و بسيار کتابخوان شده است. از آن غم انگيزتر کشورها و حکومت هايي هستند که گروهي از نويسندگانشان را ممنوع القلم و.برخي از کتابها را ظاله و ممنوعه اعلام مي کنند. اين ديگر بدترين شکل استبداد و نقض حقوق اولية انساني است. شايد اين فکر من به نظر برخي درست نيايد ولي من بر اين باورم که هر کتاب و نوشته اي قابل خواندن است و اين خوانندة کتاب است که بايد در گزينش آنچه دوست دارد، آنچه به خواندنش مي ارزد و آنچه آموزنده است، آزاد باشد. در هر حال ايکاش در اين عصر اطلاعات که انسان از هر سو مورد بمباران اطلاعات قرار گرفته است - از اينترنت و فکس و راديو وتلويزيون و ماهواره گرفته تا نشرياتي که به در خانه مي رسند-  آنقدر وقت داشتيم تا بتوانيم همه اينها را بخوانيم. و چون چنين امري امکان پذير نيست ناچار پاي انتخاب و گزينش به ميان مي آيد و کمي از بارمان کاسته مي شود. در ميان بيشمار کتابهايي که منتشر مي شوند خاطرات زنان و مردان سياسي که در تاريخ معاصر ايران نقش داشته اند، از کتابهاي مورد علاقة من هستند.  در اين زمينه هر روز کتاب تازه اي منتشر مي شود که گوشه اي از تاريخ معاصر ايران را از ديدگاه نويسندة خاطرات يا مصاحبه کننده اي و يا پژوهشگري براي ما روشن مي کند.  اين ژانر کتاب نويسي که در سالهاي اخير در ايران و خارج از ايران رواج بسيار يافته است، وظيفة خواننده را نيز مشکل مي کند. چون اين کتابها، بر خلاف کتابهاي داستان که صرفاً براي سرگرمي خواننده نوشته مي شود، توجه ويژه اي از سوي او مي طلبد. خوانندة علاقه مند بايد تکه تکة اين نوشته ها را از اين کتاب و آن کتاب در کنار هم بگذارد تا معماي پيچيدة تاريخ معاصر ايران از لابلاي آنها آشکار شود آنهم اگر بشود.

در هفته اي که گذشت کتاب "کهن ديارا: خاطرات فرح پهلوي" آخرين ملکة سلسة پهلوي را خواندم.  اين کتاب ۴۳۱ صفحه اي ترجمة فارسي از زبان اصلي آن فرانسه است.  ناشر آن نشر فرزاد است و نام مترجم در کتاب نيامده، ولي نثر و شيوة نگارش مي تواند کار شجاع الدين شفا باشد.

کتاب به پنج بخش تقسيم شده که هشتاد و چهار صفحة بخش اول که دوران قبل از ازدواج فرخ ديباست و هشتاد و شش صفحة بخش چهارم آن که شرح دوران بيماري شاه پس از انقلاب و سفر به کشورهاي مختلف است داراي نکات تازه و احساسي قابل توجهي است که دربارة آن کمتر خوانده ايم ولي در دو بخش دوم و سوم کتاب بسياري از نوشته ها يا تازگي ندارند و يا با مقابلة  آنها با آنچه به نظر من يکي از مهمترين اسناد تاريخ معاصر ايران بشمار مي رود - يعني پنج جلد خاطرات اسدالله علم - تفاوتهاي فاحشي بين دو خاطره مشاهده مي شود و شخصيتي کاملا دوگانه از شاه ايران به دست مي دهد که گاه خواننده فکر مي کند نويسندگان از دو انسان متفاوت سخن گفته اند. بر پژوهندگان تاريخ معاصر ايران است تا از لابلاي خطوط، از نقل وقايع و از برآيند اسناد تاريخي ديگر موجود واقعيت را استخراج کنند که کاري است سخت و وقت گير ولي بسيار لازم. علت اينکه کتاب اين دو شخصيت را با هم مقايسه مي کنم چون بر کسي پوشيده نيست که اسدالله علم و فرح پهلوي نزديکترين کسان شاه بودند و شناخت شخصيت واقعي شاه ايران مي تواند از وراي اين دو کتاب و تحليل نگرش اين دو به او و نوشته هاي آنان حاصل شود.


March 21, 2004
عيد بر عاشقان‌ مبارك‌ باد

عيد بر عاشقان‌ مبارك‌ باد

عاشقان‌، عيدتان‌ مبارك‌ باد

عيد بويي‌ ز جان‌ ما دارد

بر جهان‌ همچو جان‌ مبارك‌ باد

مهرآميزترين شادباشهاي مرا به مناسبت فرارسيدن سال نوي خورشيدي بپذيريد. بي‌شک براي شما نيز چون هر ايراني ديگر اين روزها با کوله باري از خاطرات از راه مي رسد: خاطراتي گاه خوش و خاطراتي گاه نه چندان دلچسب. دوست داشتم امروز دو قطعه شعر زيبا برايتان بخوانم که ديدگاه دو شاعر را دربارة فرا رسيدن عيد و بهار نشان مي دهد که چقدر با هم فرق مي کنند: نخستين شعر از شرنگ است:

بهارا، بهارا، بهارا،

گلا، سبزه زارا، بهارا، بهارا

بهم برشده، توده در توده ابر

درخشنده برقا، خروشنده رعدا

بهارا، بهارا

تو پارو پريروز پيروز بودي

گلافشان و گلخوان و غم‌سوز بودي

سرورآور و شادي‌افروز بودي

تر و تازه و پاک و نوروز بودي

بهارا، بهارا

بگردم سرت را سرافراز بودي

همه نور بودي، همه ناز بودي

همه شور بودي، همه ساز بودي

همه نغمه بودي و آواز بودي

چه گويم چه بودي، همه چيز بودي

بهارا، بهارا

کنونت چه آمد که خاموش و سردي

پريشان و گريان و عريان و زردي

غم و درد را همسري، هم نوردي

پريشيده‌حالي

پريشان‌خيالي

چه گويم چه‌اي بدترين فصل سالي

و اين هم نگاه فريدون مشيري به بهار و نوروز:

نوروز است‌. ونوروز را

زشت‌ است‌ اگر كه‌ من‌

-يار قديم‌، همدم‌ و هم‌ساغر سحر

در كوچه‌هاي‌ خامُش‌ و خلوت‌ نجويمش‌

يا

با جام‌ شعر خويش‌

خوش‌آمد نگويمش

يادآوري مي کنم که امروز به همت کسبة خيابان وست وود با اجازة شهرداري محوطة وسيعي از اين خيابان از ساعت ده صبح تا پنج بعدازظهر به روي اتومبيل‌ها بسته شده است تا ايرانيان بتوانند با خيال راحت و با پاي پياده در اين محوطه بگردند و  نخستين روز بهار و فروردين را در کنار ساير ايرانيان و دوستان امريکايي‌شان و در فضايي آکنده از عطر نوروز جشن بگيرند.  شما هم سري به وست وود بزنيد و ديداري تازه کنيد.

March 14, 2004
يكي‌ دو روز ديگر از پگاه‌

يكي‌ دو روز ديگر از پگاه‌

چو چشم‌ باز مي‌كني‌

زمانه‌ پرنگار مي‌شود

با فرا رسيدن نوروز امسال بيست و ششمين نوروز غربت را جشن خواهيم گرفت. با نگاهي به پشت سر و نخستين خوان نوروزي گسترده در غربت، هر چند روزها و ماهها و سالهاي سختي را گذرانديم، ولي امروز جامعة ايراني خارج از کشور به ويژه ايرانيان مقيم امريکا و جنوب کاليفرنيا با گذشت تنها ربع قرن از يک گروه مهاجر انقلاب زدة گيج و گم به يکي از قوي ترين و معتبرترين مهاجران امريکايي تبديل يافته است..

به ياد مي آورم آن نخستين نوروزهاي اقامت که چه اندوهبار و غم انگيز مي گذشت و کوششهاي همه جانبة بسياري از ايرانيان براي اثر گذاشتن بر جامعة ميزبان تقريباٌ به نتيجة قابل ذکري نمي‌رسيد.

به ياد مي آورم که در آن نخستين سالها، براي اينکه شهردار شهر فرشتگان و يا يکي از اعضاي شوراي شهر در مهماني نوروزي ايرانيان شرکت کند، چندين و چند سازمان ايراني و اعضايشان دوندگي مي کردند و نتيجه چندان اميدبخش نبود.

ولي امسال ده روز به فرارسيدن سال نوي خورشيدي، از سوي کاخ سفيد و رئيس جمهور امريکا، از سوي دفتر فرماندار کاليفرنيا آرنولد شوئسنگر، از سوي فرماندار ويسکانسين، فرماندار ايلينوي و بسياري ديگر از فرمانداران و مقامات عاليرتبة ايالات امريکا فرارسيدن نوروز به ايرانيان شادباش گفته شده است. شوراي شهر لوس آنجلس بين ساعت ده تا ده و نيم بامداد روز جمعه نوزده ماه مارچ طي مراسمي که در روتانداي شهرداري لوس آنجلس برگزار مي شود، در کنار سفرة هفت سين با اعلام بيانيه اي نخستين روز بهار را به‌نام سال نوي ايراني خواهد شناخت و از جامعة ايراني امريکايي مقيم اين شهر قدرداني خواهد کرد.

گروهي ديگر از ايرانيان نيز با کوشش فراوان اجازة برگزاري يک رژة باشکوه را در نيويورک گرفته اند تا از اين پس در نخستين روز بهار اين رژه تبديل به رسمي دائمي شود و بخشي از زندگي مردم امريکا گردد و تازه اين اول کار جامعة مهاجر ايراني است، جامعه اي که امسال در ميانش گلي عامري يک بانوي جوان نامزد نمايندگي کنگره شده است، که ده تن از جوانانش مديريت ده کمپاني که سرماية آنها متجاوز از صد ميليون دلار است را دارا هستند، که پانصد تن از تحصيل کردگانش اساتيد دانشگاههاي امريکا هستند، که تعداد ليسانسيه هاي آن رتبة دوم بين شصت وهفت گروه نژادي مقيم امريکا و  فوق ليسانسيه ها و دکترهايشان رتبه اول بين همين شصت وهفت گروه نژادي را دارا هستند. بله تازه اول کار است

.در اين‌ بهار، آه‌

چه‌ يادها، چه‌ حرفهاي‌ ناتمام‌

دلي‌ پر آرزو

چو شاخ‌ پر شكوفه‌ باردار مي‌شود.

نگار من‌

اميد نوبهار من‌

لبي‌ به‌ خنده‌ بازكن‌

ببين‌ چگونه‌ از گلي‌

خزان‌ باغ‌ ما بهار مي‌شود

March 7, 2004
دوشنبه فردا هشت مارچ و روز جهاني زن است

دوشنبه فردا هشت مارچ و روز جهاني زن است. کمتر از يک قرن پيش زنان و مردان آزاده اي که حضور و وجود آپارتايد جنسي در کشورهاي جهان را بر نمي تافتند بر عليه اين ستم فرهنگي، مذهبي، سياسي، اجتماعي بپا خاستند و تا امروز با تمام موفقيت‌هايي که به دست آورده اند و با وجود كوششهاي همه جانبه در راه‌ احقاق‌ حقوق‌ نقض‌ شدة‌ زنان‌ درسطح‌ بين‌المللي‌، هنوز وضع‌ ما زنان‌ در بسياري‌ از كشورها از جمله‌ ايران‌ اسفبار است‌. امسال براي دومين سال متوالي تعدادي از انجمن ها و سازمانهاي زنان ايران براي اعتراض به آنچه در سرزمين ما بر سر زنان هموطنمان مي رود، اعلاميه اي منتشر کرده اند که متن آن حکايت از مشکلات روزافزون زنان در ايران دارد. در اين اعلاميه آمده است:

"خشونت عليه زنان در حوزة عمومي و خصوصي امري فراگير است و ما هنوز در حال طرح "وجود" آن هستيم. ما معتقديم خشونت هايي که بر زنان در خانه و خيابان اعمال مي شوند از يکديگر جدا ناپذيرند. اگر معضلي به نام دختران فراري وجود دادر، اگر فحشا رواج يافته، اگر زن کشي و حتي شوهر کشي وجود دارد، همه اين ها نتيجة نوع زندگي خصوصي و اجتماعي ماست.

کمپين "زنان و مردان عليه خشونت تا هشت مارس " مبارزه اي جمعي و سازمان دهي شده بود که از شهريور ۱۳۸۲ آغاز شد و گروه هاي گوناگوني را گرد خود آورد. روز هشت مارس، روز اعتراض رساتر ما به اين خشونت فراگير است. از اين رو از زنان و مرداني که به حذف هرگونه خشونت عليه زنان باور دارند دعوت مي کنيم روز دوشنبه هجده اسفند ماه از ساعت ۵ تا ۷ بعدازظهردر تجمعي که به مناسبت روز جهاني زن با موضوع "خشونت عليه زنان" در آمفي تئاتر روباز پارک لاله برگزار مي شود گرد هم آيند و صداي اين اعتراض را به خشونت طلبان در سراسر جهان برسانند."

همچنين در شمارة فورية ماهنامة زنانة ماري کلر چاپ امريکا - که کلاً به مسائل مد و زيبايي مي پردازد ولي هر بار يک گزارش خواندني دربارة وضع زنان در جهان دارد - گزارشي از خودسوزي زنان افغاني که يکي از رايج ترين واکنشهاي زنان نگون بخت اين کشور به سرنوشت ذلت بارشان است همراه با عکسهاي متعددي چاپ شده بود که دل هر خواننده اي را به درد مي آورد: زناني که از ترس پدر و برادر و شوهر و مادرشوهر و يا از سر ناچاري دست به خودسوزي مي زنند و بسياريشان مي ميمرند و آنهايي که مي مانند مردگان متحرکي هستند با چهره و اندامي مثله شده.  توصيه مي کنم اين مقاله را حتما بخوانيد.

در ايران وافغانستان و پاکستان و بسياري از کشورهاي ديگر، اين ساختار و باور فرهنگي که مردان قويترند و حق دارند به زنان خشونت بورزند، دست در دست حکومت هاي واپس گرا، خشونت مردان عليه زنان امري طبيعي قلمداد مي شود وجرم به حساب نمي آيد.  افزون بر اين در همين کشورها به خاطر فقدان نهادهاي اجتماعي مناسب در حمايت از زنان خشونت ديده، اين روند روز به روز ابعاد فاجعه بار تري مي گيرد و هر روز با آمار و تنوع بيشتر خشونت روبه رو مي شويم. در گزارشي‌ كه‌ در همين‌ رابطه‌ از سوي‌ سازمان عفو بين المللي‌ انتشار يافته‌ است‌ مي‌خوانيم‌ كه‌:

- در حدود يك‌ چهارم‌ از زنان‌ روي‌ كرة‌ زمين‌، دستكم‌ يكبار در زندگيشان‌ مورد گونه اي  تجاوز جنسي‌ قرار مي‌گيرند.

- هنوز نيمي‌ از زنان‌ و دختران‌ جهان‌ در خانة‌ خود مورد ضرب‌ و شتم‌ قرار مي‌گيرند و كتك‌ مي‌خورند. خشونت در خانواده‌ در كشورهاي‌ عضو اتحادية‌ اروپا -يعني‌ پيشرفته‌ترين‌ جوامع‌ موجود- به‌ رقم‌ غير قابل‌ باور يك‌ سوم‌جمعيت‌ (يعني‌ ۵۰ ميليون‌ تن‌ زن‌) مي‌رسد.

- شمار زنان‌ جهان‌ صد ميليون‌ كمتر از مردان‌ است‌ و اين‌ امر ناشي‌ از سقط‌ جنين‌هاي‌ دختران‌، كشتن‌ دختران‌، سوءتغذيه‌ نوزادان‌ دختر و ستمهايي‌ از اين‌ دست‌ است‌ كه‌ نوزادان‌ دختر را به‌ شدت‌ آسيب‌پذير مي‌كند و عمرشان‌ راكوتاه‌.

- بيش‌ از صدو بيست ميليون‌ زن‌ و دختر در سراسر كرة‌ زمين‌، و بيش‌ از همه‌ آفريقا، قرباني‌ نوعي‌ عمل‌ ختنه‌ مي‌شوند كه‌ درجهت‌ محروم‌ كردن‌ دائمي‌ آنها از لذت‌ جنسي‌ است‌.

- تجاوز به‌ زنان‌ و دختران‌ در زمان‌ جنگ‌ هنوز و همچنان‌ در جهان‌ رايج‌ است‌ و تنها در سال گذشته هفت‌ كشور در گير جنگ از تاكتيك‌ جنگي‌ غيرانساني‌ تجاوز به‌ زنان‌ و دختران‌ استفاده‌ كرده‌اند.

- خريد و فروش‌ دختر و زن‌، ربودن‌ و قاچاق‌ دختران‌ كم‌ سن‌ و سال‌ براي‌ فحشا، تن‌فروشي‌ اجباري‌ و يا نيروي‌ كارارزان،‌ سالانه‌ بيش‌ از دو ميليون‌ دختر كم‌ سن‌ و سال‌ را به‌ سرنوشتي‌ اسفبار مي‌كشاند.

- قتل‌هاي‌ ناموسي‌ در سراسر جهان‌ به‌ ويژه‌ در كشورهاي‌ خاورميانه‌ و امريكاي‌ لاتين‌ و به‌ مجازات‌ نرسانيدن‌ قاتلين‌يكي‌ ديگر از عوامل‌ نقض‌ حقوق‌ زنان‌ جهان‌ است‌.

- هنوز نوعروسان‌ بسياري‌ در هند و پاكستان‌ به‌ دليل‌ ناتواني‌والدينشان‌ در پرداخت‌ جهيزية‌ آنها به‌ دست‌ نودامادان‌ يا افراد خانوادة‌ آنان‌ به‌ قتل‌ مي‌رسند.

و بسياري آمار ديگر که هر کدام نياز به بحث و گفتگوي فراوان دارد و در اين اندک نمي گنجد.

 

 



2008
2007
2006
2005
   2004
 
  December
  November
  October
  September
  August
  July
  June
  May
  April
   March
  February
  January
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions