Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2004                                     Works >> Publications


February 29, 2004
اين روزها من بشدت گيج و منگ شده ام

اين روزها من بشدت گيج و منگ شده ام. نه اينکه بار اولم باشد ولي خوب هر بار ماجرايي روي مي دهد که از نو حالم را اين گونه مي کند.  حالا اين بار چرا گيج و منگ شدم؟ چون در گرماگرم انتخابات اخير و تحريم و تحصن و رأي دادنها و رأي ندانها، دو گروه کاملاً مخالف و متخاصم خود را برنده اين بازي اعلام کردند. در ايران تندروان مذهبي و در خارج از ايران تندروان مخالف.  آنها مي گويند روي امريکا و اسرائيل و مخالفانشان را کم کردند، اينها مي گويند ما روي رژيم جمهوري اسلامي را کم کرديم.  آنها مي گويند روز رأي گيري بيست و سه ميليون نفر سر صندوقها رفتند، اينها فرياد مي زنند که خيابانها خالي بود. آنها مي گويند تاکتيک ما کارساز بود، اينها مي گويند داد و فريادهاي ما نتيجه داد.  من هم مطابق معمول در اين ميانه متحير که مگر چند بار در تاريخ جهان اين اتفاق مي افتد که دو طرف دعوا و جنگ بين هر دو برنده باشند!

صبر کنيد، صبر کنيد! انگار همين الان که داشتم اين فکر را بلند با شما در ميان مي گذاشتم يکباره پاسخي براي پرسش گيج کنندة خود يافتم: شايد هم شدني باشد.  يعني تا زماني که هر دو گروه دست از آوازه گري (يعني همان پروپاگاند)، شعار دادن و افراط گرايي و دروغ پراکني برندارند البته هر دو مي توانند به زعم خود برنده باشند و ملت بيچارة ايران را بازنده کنند

يک کلام هم بشنويد از اتحادية اروپا و جناب جورج بوش که هر يک جداگانه بيانيه اي داده اند و از غير دمکراتيک بودن انتخابات انتقاد کرده اند.  آنهم پس از همه يقه دراني هاي چند ماه گذشتة مبارزان سياسي و کوشندگان حقوق بشر ايراني و غير ايراني در جهت آگاه کردن آنان از آنچه در ايران امروز مي گذرد.  از کرامات شيخ ما اين است، شيره را چشيد و گفت شيرين است!  نمي دانم آنهايي که به اين امامزاده ها دخيل بسته اند چه پاسخي براي اين بزرگان دارند. پيام من يکي را بابا طاهر عريان داده است که: " تو که مرهم نه اي زخم دلم را/ نمک پاش دل ريشم چرايي؟!"

تجزيه تحليل سياسي ام چطور بود؟  مي دانم گروهي که با من هم عقيده هستند خواهند گفت: "تجريه ات بد نبود!" و گروهي که با عقايد من مخالفند خواهند گفت: "تجزيه ات که تعريفي نداشت، مرده شور ترکيبتم ببرن!"

والا در اين چهار پنج دقيقه وقتي که دارم بيش از اين نمي توانم حرفي بزنم بويژه امروز که مي خواهم دو کلامي هم دربارة دوست عزيزم و هنرمند افتخار آفرين شهرمان حرف بزنم که تا ساعتي ديگر از روي فرش قرمز مقابل کداک تئاتر رد خواهد شد تا براي نخستين بار به عنوان يک هنرپيشة ايراني به ميدان مبارزه اي بززگ گام بگذارد. امروز براي شهره آغداشلو و همة ما ايراينان روز افتخار آفريني است.  حتماً شما هم مثل من در مقابل تلويزيون خود خواهيد نشست و آرزو خواهيد کرد که جايزة اسکار به اين بانوي بالندة صحنة تئاتر و سينما تعلق بگيرد.  اگر هم چنين نشد، تا همين جا هم که آمده است گامي بسيار بلند برداشته است.

 


February 22, 2004
هفته اي که گذشت روزهاي سرنوشت سازي براي ايرانيان بود

هفته اي که گذشت روزهاي سرنوشت سازي براي ايرانيان بود. پس از ربع قرن و براي نخستين بار هموطنان من و شما در ايران در بي حرکتي پر معناي خود و در سکوت پر فرياد خويش چنان پيامي به رهبران رژيم جمهوري اسلامي و در نگرشي وسيع تر به جهان دادند که هيچ خبرنگار و تحليل گر سياسي نمي توانست از کنار آن به سادگي بگذرد.

در همين روزها هر نشرية معتبر امريکايي از نيويورک تايمز گرفته تا واشينگتن پست و کريسچين سيانس مانيتور و لوس آنجلس تايمز را که باز مي کرديم دستکم يک مقالة روزانه دربارة تحولات اخير ايران در آن مي ديديم. راديوها و تلويزيونهاي بين المللي نيز در اين زمينه پرکار و پربار بودند. در گوشه و کنار شهر ما و در واشنيگتن و ساير نقاط ايراني نشين نيز نشست ها و بحث هاي گوناگوني در گير بود که براي من روزنامه نگار کنجکاو نويدبخش مي نمود. نويدبخش از اين بابت که مرتب در حال مقايسة واکنش ها و ديدگاهها و تحليل هاي اين روزها با روزهاي قبل از انقلاب و حتي نخستين سالهاي پس از انقلاب بودم. با رجوع به گذشته به ياد نمي آورم حتي يک بار در پي بحث و گفتگوهاي سياسي،  جدل و دعوا بين طرفين درگير نمي شد. به ياد نمي آورم که عصبانيت مجال تفکري عميق و راستين را مي داد و صداي داد و فرياد که صد البته ناشي از فرود آمدن ضربة سنگين انقلاب بود- مي گذاشت مفهوم سخنان يکديگر را بشنويم. ولي امروز ما مردم ايران در داخل يا خارج از وطن- در ازاي از دست دادن هزاران هزار از فرزندان خويش،  در ازاي از دست دادن بيست و پنج سال عمر خويش، و به بهاي عقب گرد غم انگيز کشور در تاريخ، در نقطه اي ايستاده ايم که دريافته ايم براي تغيير دادن آنچه نادرست است، براي گام برداشتن در راه تحول، براي مبارزه با دشمن و براي رسيدن به آزادي و دمکراسي راه ديگري جز اسلحه، مشت هاي گره کرده، خشونت و خونريزي وجود دارد. مي دانم که بسياري هم هستند که هنوز چنين راههايي را براي مبارزه مي پسندند که من خواستة آنها را هم مي فهمم ولي همچنان مه هميشه گفته ام حتي آزادي که بزرگترين موهبت براي انسانهاست اگر به بهاي ريختن خون به دست آيد جذاب نخواهد بود.

در اغلب تجزيه و تحليل هايي که در اين چند روز از انتخابات فرمايشي و نتايج مفتضحانة آن مي شد، از توجيه دلايل و پيامدهاي عدم شرکت چشمگير مردم و بي اعتنايي آنها به خواستة حاکمان رژيم  مي توان چنين برداشت کرد که اين تازه نخستين گام براي رسيدن به هدف بزرگ آزادي و دمکراسي است که بطور خودجوش و از درون خود ايران و به ابتکار مردم ايران برداشته شده است و تا فرا رسيدن آن روز موعود هنوز راهي طولاني در پيش داريم. ولي همة ما مي توانيم مطمئن باشيم که هر چند در اين راه افت و خيزهاي فراواني وجود خواهد داشت و هر چند جاده هموار نخواهد بود ولي مقصد بي شک دستيافتني است و هيچکس به اندازة ملت ايران که در اين ربع قرن از جان و مال و زندگي خود مايه گذاشته است، شايستگي آنرا ندارد. اگر روزي شاه ايران خطاب به ملت جملة تاريخي: "من صداي انقلاب شما را شنيدم" را بر زبان راند، حالا نوبت رهبران جمهوري اسلامي است که اين صدا را بشنوند. صدايي نهفته در گلوها ولي بلندتر از هر فرياد ديگر.

 

February 15, 2004
امسال سال زنان ايراني است

امسال سال زنان ايراني است. در هر نشريه و راديو و تلويزيون ايراني و غير ايراني رد پايي از پيروزيهاي زنان ايران را مي يابيم که همگي اين نويد را مي دهند که آيندة آزادي و رهايي ايران عليرغم ذات زن ستيز و جوان ستيز رژيم جمهوري اسلامي جز به دست تواناي جوانان و زنان امکان پذير نيست. خبر اين بود که شادي صدر، روزنامه نگار بيست و نه سالة ايراني و از کوشندگان حقوق زنان در ايران، جايزه آيدا بي ولز. Ida B Wells Award، را بهدليل شجاعت در روزنامه نگاري را از آن خود کرده است. نشريه اينترنتي "اخبار زنان" (www.womensenews.org) که در امريکا اداره مي شود، شادي صدر را به عنوان يکي از «هفت نفري که راه هاي جديدي در جهان  به سوي پيروزي مي آفرينند" معرفي کرده است. اين سازمان غير دولتي زنان در آمريکا،  نام جايزة خود را از آيدا بي ولز بانوي بردة سياهپوست امريکايي گرفته است که در جواني آموزگار شد و سپس به روزنامه نگاري پرداخت به‌دليل مقالات آتشين و مخالفتش با لينچ کردن مردان سياهپوست شهرت يافت داشت. در سال ۱۸۹۲ روزنامه آيدا در شهر ممفيس تنسي به دليل سر مقاله اي که وي در اعتراض به لينچ کردن سه تن از دوستانش نوشته بود سوزانده شد. آيدا بي ولز همچنين از کوشندگان خستگي ناپذير حقوق زنان در امريکاي اوايل قرن بيستم نيز بشمار مي رود.

همزمان با انتشار اين خبر، دادسراي قزوين خانم صدر را به دادگاه احضار کرده و صد البته دليل اين احضار برنده شدن او نه که سخنراني وي در آبان ماه امسال در دانشگاه امام خميني قزوين عنوان شده است.

گروه گزينش در توجيح چگونگي تعلق اين جايزه به اين روزنامه نگار بيست و نه سالة ايراني مي نويسد: "شادي صدر سردبير سايت "زنان ايران" بسياري از مسائل زنان را که مدتهاست در ايران مسکوت مانده، بازتاب مي دهد. سايت زنان ايران كه از دو سال آغاز به فعاليت کرده است، ماهي هفتاد هزار بيننده دارد وبا ارائه اخبار درباره سنگسار زنان، سقط جنين و سوء استفاده جنسي در ايران، باعث شده بسياري از مشكلاتي را كه دولت محافظه كار جمهوري اسلامي مايل به رد آنها است افشا كند. شادي صدر مي گويد: "سايت زنان ايران به عنوان يك گروه فشار عمل مي كند." براي شادي صدر سازماندهي امري طبيعي است. پس از آنکه زمين لرزه اي در ماه دسامبر شهر بم را ويران کرد، روزنامه نگار ايراني، شادي صدر و گروهي از زنان فعال ايراني تلاش هايي را براي کمک رساني به زنان و کودکان در شهر زلزله زده سازماندهي نمودند. جمهوري اسلامي ايران در گزارش سال ۲۰۰۳ به سازمان ملل ادعا كرده در ايران خانه هاي امني براي زنان و كودكاني كه قرباني خشونت خانوادگي هستند، وجود دارد. شادي صدر و همكارانش در اين وب سايت نامه سرگشاده اي به محمد خاتمي، رئيس جمهوري اسلامي ايران نوشتند و اين گزارش را تكذيب كردند. پس از انتشار اين نامه سرگشاده، در سايت زنان ايران، دولت جمهوري اسلامي ايران قول داد براي اين زنان و كودكان سرپناه امني تدارك ببيند.

در حالي كه همه سايتهايي كه به گفته محافظه كاران بر خلاف امنيت ملي مطلب مي نوشتند يا صريحا از موضوعات جنسي و مشكلات آن مي گفتند، فيلتر ميشد، شادي صدر توانايي خود را براي ايستادن در برابر محافظه كاران جمهوري اسلامي نشان داد.

شادي صدر از پانزده سالگي در مجله سروش نوجوان فعاليت مي كرد و در دهه دوم زندگي اش در روزنامه هاي اصلاح طلب زيادي كار كرد، اما زود متوجه شد مانند بسياري از زنان ديگر براي رسيدن به سردبيري يا شوراي سردبيري با مانع روبرو است. در نتيجه با ايجاد سايت زنان ايران به مقابله با فضاي مردسالار رسانه ها در ايران پرداخت. او مي گويد: "من ديگر نمي توانستم تحمل كنم كه همكارانم بگويند ارزش زنان نصف مردان است. به‌خاطر همين مساله براي چاپ مقالاتم بايد رضايت آنان را جلب مي كردم."

شادي صدر در سال ۱۳۷۹ با مدرك حقوق و علوم سياسي از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد و هم اکنون مشغول گذراندن امتحانات براي احراز وکالت پايه يک دادگستري مي باشد. اين روزنامه نگار فعال، مادر، و کارآموز اميدوار است که روزي سازمان غير دولتي وکلاي مدافع حقوق زنان را در ايران بنيان نهد. با آرزوي پيروزي براي اين کوشندگان خستگي ناپذير جوان در ايران که هر روز و هر ساعت گزارشي چشمگير از بلوغ و پختگي و رشد سياسي آنها را شاهديم.

February 8, 2004
در گرماگرم اين انتخابات و اعتصابات و اين تحصنات و بسياري ات هاي ديگر که در ايران جريان دارد، من يکي از دو سه نفر از اين معترضان و واکنش هايشان خيلي کيف کردم

در گرماگرم اين انتخابات و اعتصابات و اين تحصنات و بسياري ات هاي ديگر که در ايران جريان دارد، من يکي از دو سه نفر از اين معترضان و واکنش هايشان خيلي کيف کردم. يکي مثلا اين آقاي بهزاد نبوي! طفلکي مرتب داد مي زند که "بابا ما را کنار نگذاريد، ما از خوديم، غير خوديها را بچسبيد! ما با شما منافع مشترک داريم." ولي مگر اين تندروها و شوراي نگهباني هاي و ولي فقيه اشارات او را مي فهمند؟ مي گويد:" اگر انتخابات راه بيندازيد و مجلس را پر از طرفداران خود کنيد، تازه راه را براي نفوذ امريکا باز  کرده ايد تا همان بازي سال ۱۹۹۰ را که در عراق پياده کرد سر شما پياده کند!!" باز هم گوش کسي بدهکار نيست.

يکي ديگر اين آقاي محمدرضا خاتمي است که او هم پنج شنبه با اعلام پايان تحصن تاكيد کرد: "هدف ما، انتخابات آزاد بود كه با تاييد صلاحيت حدود هزار و دويست نفر از رد صلاحيت‌ شدگان، تا حدودي محقق شده كه بايد از رئيس ‌جمهور، رييس مجلس و ديگر كساني كه در اين راه تلاش كردند تشكر كنيم. " باز هم قضية خودي و غير خودي را فراموش نفرماييد.

يا مثلا شما از بيانيه شمارة ‌١٨ نمايندگان معترض در مجلس که روز پنج شنبه منتشر شد خوشتان نيامد؟ همان که  پايان تحص را اعلام کرده و در پيشاني بيانيه خطاب به آيت اله خميني سفت و محکم گفته شده استکه : "اماما با تو همراهيم که با همه اعتقاد خويش «جمهوري اسلامي ايران نه يک کلمه بيش و نه يک کلمه کم» را در معرض انتخاب مردم قراردادي و ميزان را راي ملت دانستي و مجلس را عصاره‌ فضائل ملت. اماما با تو هم‌عقيده‌ايم که راي ملت را اصل شمردي و نه زينت. اماما با تو هم‌پيمانيم که اجازه ندادي جمهوريت نظام را به مسلخ تحجر و ارتجاع برند. اماما با تو عهد مي‌بنديم که اجازه ندهيم ميراث بزرگت يعني انقلاب به دست نا اهلان بيفتد. "  حالا يک نفر بايد تفسير کند اگر اقتدار گرايان  نااهل اند و اصلاح طلبان اهل تکليف ميليونها ايراني که بر اين باورند که از تندرو و اصلاح طلب، هيچکدام آش دمکراسي و مردمسالاري گرم نمي شود چيست؟

باز به گفتة همين گروه متحصن: "يکي از اهداف تحصن، اعتراض به رد صلاحيت‌هاي گسترده و غير قانوني بوده است!" درست؟ خوب کيف نمي کنيد وقتي اين کلمة غير قانوني را مي شنويد؟ غير کدام قانون؟ والا من که هر چه اين قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را بيشتر مي خوانم بيشتر بر اين باورم راسخ تر مي شوم که اين اقتدارگرايان دارند عين قانون را رفتار مي‌کنند و بست نشستگان هستند که تقاضاهاي غير قانوني دارند. قبول نداريد به فصل ششم قوة مقننه و بويژه اصل هفتاد و دوم که در قانون اساسي مصوب  سال ۱۳۵۸ بوده و اصل نود و ششم که به دنبال اصلاحات و تغييرات سال ۱۳۶۸ در قانون اساسي گنجانده شده است مراجعه بفرماييد. آنوقت به ولي فقيه حق نمي دهيد که اعلام کند :"کساني هستند که با زياده خواهي و گردن کلفتي مي خواهند کار خود را به پيش ببرند، اما روساي دو قوه و شوراي نگهبان در برابر گروه هاي فشار و زياده خواه ايستاده اند!"

 



2008
2007
2006
2005
   2004
 
  December
  November
  October
  September
  August
  July
  June
  May
  April
  March
   February
  January
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions