Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2001                                     Works >> Publications


May 27, 2001
مدتها بود فرانچسكا دوست‌ امريكايي‌ام‌ كنجكاو بود يكي‌ از برنامه‌هاي‌ مرا در تلويزيون‌ ببيند

مدتها بود فرانچسكا دوست‌ امريكايي‌ام‌ كنجكاو بود يكي‌ از برنامه‌هاي‌ مرا در تلويزيون‌ ببيند. بالاخره‌ هفته‌ پيش ‌اين‌ اتفاق‌ فرخنده‌ روي‌ داد و روز دوشنبه‌ كه‌ همديگر را ديديم‌ در حالي‌ كه‌ چون‌ هميشه‌ خندان‌ و شاد و سرمست ‌بود با تعجب‌ پرسيد: «درباره‌ چه‌ چيزي‌ حرف‌ مي‌زدي‌؟» گفتم‌ دربارة‌ ايران‌ و انتخابات‌ و پيامدهاي‌ آن‌. گفت‌: «چرا آنقدر جدي‌ و بي‌لبخند؟» گفتم‌: «آنچه‌ در كشور من‌ مي‌گذرد هيچ‌ خنده‌دار نيست‌! اگر تو هم‌ ببيني‌ چگونه‌ هر دم ‌از اين‌ باغ‌ بري‌ مي‌رسد، تازه‌تر از تازه‌تري‌ مي‌رسد غمگين‌ مي‌شوي‌! ما كه‌ جاي‌ خود داريم‌!» مي‌گويد: «بعد از بيست‌ و اندي‌ سال‌ هنوز نپذيرفته‌اي‌؟! هنوز سوگواري‌ مي‌كني‌؟» مي‌گويم‌: «شاعر بزرگي‌ داريم‌ كه‌ مي‌سرايد موجيم‌كه‌ آسودگي‌ ما عدم‌ ماست‌!» ما براي‌ روزي‌ مبارزه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ تك‌ تك‌ شهروندان‌ ايران‌ بتوانند از زير بار شكنجه‌ وظلم‌ و ستم‌ و بيعدالتي‌ و تبعيض‌ و زندان‌ رهايي‌ يابند و چون‌ تو آسوده‌ خيال‌ و دلشاد شوند. بي‌شك‌ آنروز ما هم ‌خواهيم‌ خنديد. فرانچسكا كه‌ كنجكاو شده‌ است‌ مي‌پرسد: «مثلاً تو چگونه‌ مبارزه‌ مي‌كني‌؟» مي‌گويم‌: «براي‌ من‌ و بسياري‌ ديگر از اهالي‌ قلم‌ داخل‌ و خارج‌ ايران‌ نوشتن‌ دربارة‌ واقعيت‌ها و سخن‌ گفتن‌ از آنچه‌ در ايران‌ امروز مي‌گذرد مبارزه‌ است‌. آنها كه‌ در ايران‌ هستند بهاي‌ اين‌ حقيقت‌گويي‌ را با جانشان‌ مي‌پردازند و ما كه‌ از آن‌ خاك ‌دوريم‌ اگر اين‌ بخت‌ياري‌ را داشته‌ باشيم‌ كه‌ حرمت‌ قلم‌ و ارج‌ واقعيت‌گويي‌ را نگاه‌ داريم‌ و بنويسيم‌ و بگوييم‌ كار مهمي‌ نكرده‌ايم‌ چون‌ به‌ خود ياري‌ رسانده‌ايم‌ زنده‌ بمانيم‌ كه‌ به‌ گفتة‌ كافكا نوشتن‌ بيرون‌ جهيدن‌ از صف‌ مردگان ‌است‌.»

در چشمان‌ فرانچسكا ساية‌ اندوهي‌ مي‌نشيند و مي‌گويد: «با نويسندگان‌ و روزنامه‌نگاران‌ ديگر چرا؟ مگر آنها چه ‌گناهي‌ كرده‌اند؟» حس‌ همدردي‌اش‌ را ارج‌ مي‌نهم‌ و مي‌گويم‌: «به‌ خاطر گفتن‌ واقعيت‌ها و افشاگري‌.» آنگاه‌ برايش‌اين‌ نظرية‌ برتولت‌ برشت‌ را بازگو مي‌كنم‌ كه‌ مي‌گويد: «يك‌ نويسندة‌ راستين‌ بايد پنج‌ ويژگي‌ داشته‌ باشد:

اول‌ دلاوري‌ گفتن‌ واقعيت‌، در حالي‌ كه‌ واقعيت‌ را همه‌ جا خفه‌ مي‌كنند.

دوم‌ هوشياري‌ بازشناختن‌ واقعيت‌، در حالي‌ كه‌ همواره‌ آن‌ را پنهان‌ مي‌دارند.

سوم‌ توانايي‌ ساختن‌ سلاح‌ از واقعيت‌، كه‌ چنين‌ جنمي‌ در همه‌ وجود ندارد.

چهارم‌ نيروي‌ تميز، تشخيص‌ و انتخاب‌ كساني‌ كه‌ واقعيت‌ها در دستشان‌ مؤثر و كاري‌ واقع‌ شود.

پنجم‌ تدبير بسيار براي‌ گسترش‌ واقعيت‌ در ميان‌ چنين‌ مردمي‌.»

بله‌ فرانچسكاي‌ عزيز آنچه‌ بر سر نويسندگان‌ و روزنامه‌نگاران‌ كشور من‌ مي‌رود ـ افزون‌ بر همة‌ بي‌عدالتيها و ستمي‌كه‌ بر ديگر شهروندان‌ مي‌رود - توان‌ خنده‌ را از انسان‌ مي‌گيرد.

بحث‌ جدي‌ حوصلة‌ دوست‌ امريكايي‌ام‌ را زود سر مي‌برد و مي‌گويد: «با همة‌ اين‌ تفاصيل‌ لبخند يادت‌ نرود. ضرر ندارد.» شايد پر بد هم‌ نمي‌گويد كه‌ خودمان‌ هم‌ مي‌گوييم‌ با دل‌ خونين‌ لب‌ خندان‌ بياور همچو جام‌ يا اينكه‌ خنده‌ برهر درد بي‌درمان‌ دواست‌.


May 20, 2001
«خدايت‌ آزاد آفريد، آزاد باش‌» اين‌ كلام‌ پر معني‌ از ابوسعيد ابوالخير است‌ كه‌ محمد اقبال‌ لاهوري‌ آنرا به‌ گونه‌اي‌ ديگرسروده‌ است‌:

«خدايت‌ آزاد آفريد، آزاد باش‌» اين‌ كلام‌ پر معني‌ از ابوسعيد ابوالخير است‌ كه‌ محمد اقبال‌ لاهوري‌ آنرا به‌ گونه‌اي‌ ديگرسروده‌ است‌:

از غلامي‌ دل‌ بميرد در بدن‌

از غلامي‌ روح‌ گردد بار تن‌

و بسياري‌ انديشمندان‌ و نويسندگان‌ و شاعران‌ در آرزوي‌ دستيابي‌ به‌ آزادي‌ اين‌ والاترين‌ و ارزشمندترين‌ موهبت‌ جهان ‌لحظه‌اي‌ از پاي‌ ننشسته‌اند و نمي‌نشينند. چه‌ بي‌شمار مبارزاني‌ كه‌ در اين‌ راه‌ جان‌ داده‌اند و جان‌ مي‌دهند.

آزادي‌ اين‌ حق‌ بي‌ چون‌ و چراي‌ انسان‌ها چه‌ آسان‌ در طول‌ سده‌ها و هزاره‌ها به‌‌ دست‌ دشمنان‌ سالاري‌ انسان‌ پايمال‌ شده‌ و از انسانها دريغ‌ گرديده‌ است‌.

ولي‌ آنچه‌ مرا در انديشيدن‌ به‌ آزادي‌ بيش‌ از هر چيز ديگر مجذوب‌ مي‌سازد اين‌ كه‌ با همة‌ اين‌ سركوبي‌ها، شعلة‌ عشق‌ به ‌آزادي‌ و به‌‌كف‌ آوردن‌ آن‌ هرگز در دل‌ انسان‌ها فروكش‌ نمي‌كند. زيرا بسياراني‌ چون‌ الكساندر اودويوفسكي‌ بر اين‌ باورند كه‌ «اين‌ جان‌كندن‌هاي‌ ما بي‌حاصل‌ نيست‌، عاقبت‌ از اين‌ جرقه‌ شراره‌اي‌ بر خواهد خواست‌.»

در آستانة‌ انتخابات‌ رياست‌ جمهوري‌ با هم‌ نگاهي‌ به‌ ايران‌ امروز بيفكنيم‌: به‌ شراره‌هاي‌ آتشي‌ كه‌ از اين‌ سو و آن‌ سو زبانه‌ مي‌كشد بنگريم‌. هر چند براي‌ دو دهه‌ است‌ كه‌ اين‌ آتش‌ زير خاكستر اختناق‌ و سركوب‌ پنهان‌ مانده‌ است‌، ولي‌ از گرماي‌آن‌ - باري ‌- هيچ‌ كاسته‌ نشده‌. گذر زماني‌ لازم‌ بود تا اين‌ آتش‌ نهفته‌ برسد و گُر بگيرد.

اين‌ گفتگويي‌ كه‌ هم‌ اكنون‌ بين‌ ايرانيان‌ داخل‌ و خارج‌ در گرفته‌ است‌، اين‌ چالش‌ فكري‌ براي‌ يافتن‌ بهترين‌ راه‌ حل‌، اين ‌بهره‌برداري‌ از تكنولوژي‌ اعجاب‌ آور اينترنت‌ و ماهواره‌ زيبا و اميدوار كننده‌ است‌. آنهايي‌ كه‌ خواهان‌ تحريم ‌انتخاباتند، آنها كه‌ بر اين‌ باورند كه‌ نبايد چنين‌ كرد، آن‌ گروهي‌ كه‌ رفراندم‌ و مراجعه‌ به‌ آراي‌ عمومي‌ را براي‌ تعيين ‌حكومت‌ آتية‌ ايران‌ تنها راه‌ چاره‌ مي‌دانند و حتي‌ آنهايي‌ كه‌ جز با براندازي‌ و انقلاب‌ با هيچ‌ راه‌ ديگري‌ سر آشتي‌ ندارند، همه‌ و همه‌ درگير گفتگويي‌ هستند كه‌ اگر با احترام‌ به‌ نظر مخالف‌ و تحمل‌ دگرانديش‌ همراه‌ باشد، بي‌شك‌ رو به‌ سوي ‌رستگاري‌ ملت‌ ايران‌ دارد. اين‌ گامها را بايد ارج‌ نهاد هرچند در راه‌ با افت‌ و خيز همراه‌ باشد و اين‌ را هم‌ بايد دانست‌ كه‌ درگذر عمر ملت‌ها و در طول‌ تاريخ‌ از اين‌ دست‌اندازها زياد است‌ ولي‌ هنگامي‌ كه‌ هدف‌ به‌ بزرگي‌ و والايي‌ رسيدن‌ به‌ آزادي ‌و انسان‌سالاري‌ و عدالت‌ براي‌ همگان‌ باشد حتماً به‌ آن‌ خواهيم‌ رسيد.

تنها آن‌ روزي‌ كه‌ در كشور من‌ و شما يك‌ رفراندم‌ راستين‌ و بر اساس‌ خواستة‌ ملت‌ و با احترام‌ به‌ قانون‌ انجام‌ پذيرد، زماني‌است‌ كه‌ پايه‌هاي‌ محكم‌ دمكراسي‌ در آن‌ ديار كهن‌ و سرزمين‌ مستحق‌ اين‌ موهبت‌ گذارده‌ شده‌ است‌ كه‌ پايه‌هاي‌ شبه‌دمكراسي‌ها، نيمچه‌ دمكراسي‌ها و يا دمكراسي‌هاي‌ من‌ درآوردي‌ سخت‌ لرزان‌ است‌.

May 13, 2001
روز مادر فرصتي‌ است‌ براي‌ انديشيدن‌ به‌ اين‌ نكته‌ كه‌ چرا و چگونه‌ كلام‌ مادر و اصطلاحات‌ مربوط‌ به‌ آن‌ با ويژگي‌هايي‌ همراه‌ است‌ و بار عاطفي‌ يكدستي‌ را تقريباً در سراسر جهان‌ با خود حمل‌ مي‌كند

روز مادر فرصتي‌ است‌ براي‌ انديشيدن‌ به‌ اين‌ نكته‌ كه‌ چرا و چگونه‌ كلام‌ مادر و اصطلاحات‌ مربوط‌ به‌ آن‌ با ويژگي‌هايي‌ همراه‌ است‌ و بار عاطفي‌ يكدستي‌ را تقريباً در سراسر جهان‌ با خود حمل‌ مي‌كند. به‌ عنوان‌ مثال‌ در غالب ‌زبانهاي‌ دنيا و فرهنگهاي‌ مختلف‌ وطن‌ و ميهن‌ را مادر مي‌خوانند و اين‌ همسان‌ كردن‌ وطن‌ با مادر بي‌‌علت‌ نيست‌: پذيرش‌ همگاني‌ بر اين‌ است‌ كه‌ تنها مادر واقعي‌ و مام‌ ميهن‌ فرزندان‌ خود را بدون‌ قيد و شرط‌ دوست‌ مي‌دارند و هرگز از آنها روي‌ بر نمي‌گردانند هر چند گاه‌ اين‌ فرزندان‌ ناخلف‌ از آب‌ در آيند و مادر يا وطن‌ خويش‌ را نفي‌ كنند و يا بر آنها ستم‌ روا دارند.

نمونة‌ ديگر: در زبان‌ فارسي‌ ضرب‌المثلي‌ داريم‌ كه‌ مي‌گويد: بهشت‌ زير پاي‌ مادران‌ است‌. امريكاييها ضرب‌المثل ‌مشابهي‌ دارند به‌ اين‌ مضمون‌ كه‌: "زنان‌ نيمي‌ از آسمان‌ را دارند." ولي‌ اينجا روي‌ زمين‌، از اين‌ معامله‌هاي‌ پر بذل‌ و بخشش‌ خبري‌ نيست‌. روي‌ زمين‌، بر سر زنان‌ كلاه‌ رفته‌ است‌. شايد اين‌ ساده‌ترين‌ نتيجه‌اي‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ از پژوهش‌هاي‌ چندين‌ و چند صفحه‌اي‌ اخير كميتة‌ بحران‌ جمعيت‌ - كه‌ مركز آن‌ در واشينگتن‌ است‌ - گرفت‌. اين‌گزارش‌ در بارة‌ پايگاه‌ زنان‌ است‌ و به‌ فقر زنان‌ و ستمي‌ كه‌، در سراسر جهان‌، بر بيش‌ از سه ‌پنجم‌ آنان‌ وارد مي‌شود اشاره‌هاي‌ تكان‌دهنده‌اي‌ دارد.

- در جهان‌ سوم‌، شمار دختراني‌ كه‌ قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سن‌ پنج‌ سالگي‌ مي‌ميرند از پسران‌ بيشتر است‌، احتمال ‌بيسواد بودن‌ يا كم‌سواد بار آمدن‌ آنها بيش‌ از پسران‌ است‌ و از نظر بهداشت‌ و تغذيه‌ به‌ آنها كمتر رسيدگي‌ مي‌شود. گزارش‌ حكايت‌ از اين‌ دارد كه‌ در نيجريه‌، افغانستان‌ و بنگلادش‌، هنوز دختران‌ جوان‌ را در سنيني‌ شوهر مي‌دهند كه‌ اولين‌ بارداريشان‌ مي‌تواند به‌ مرگ‌ در اثر زايمان‌ منتهي‌ شود.

- در كشورهاي‌ پيشرفتة‌ غربي‌ نيز، كه‌ زنان‌ ظاهراً داراي‌ حقوق‌ مساوي‌ هستند، وضع‌ خيلي‌ فرق‌ نمي‌كند. با وجودي‌ كه‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ پنجاه‌ و پنج‌ در صد از دانشجويان‌ كالج‌هاي‌ ايالات‌ متحده‌ را زنان‌ تشكيل‌ مي‌دهند ولي‌، چه‌ در اين‌ كشور و چه‌ در ساير كشورها، زنانه‌ شدن‌ فقر ابعاد جهاني‌ يافته‌ است‌. در سراسر جهان‌، خانواده‌هايي‌ كه ‌سرپرستشان‌ زن‌ است‌، نسبت‌ به‌ خانواده‌هايي‌ كه‌ سرپرست‌ مرد دارند در شرايط‌ بدتري‌ به‌ سر مي‌برند. با استناد به‌ اين ‌پژوهش‌، زنان‌ شاغل‌ تمام‌ وقت‌ عموماً از مردان‌ كمتر حقوق‌ مي‌گيرند و هنوز در چارچوب‌ گتوهاي‌ صورتي‌ (Pink Ghettos)يا سقف‌ شيشه‌اي‌ (Glass ceiling) يعني‌ مشاغلي‌ چون‌ منشيگري‌، پرستاري‌ و معلمي‌ در كشورهاي‌ غرب‌ و پنبه‌چيني‌، چايكاري‌ و كار در كارخانجات‌ زنجيره‌اي‌ در كشورهاي‌ ديگر - اسيرند. در كشورهاي‌ پيشرفته‌، دركشورهاي‌ در حال‌ پيشرفت‌ يا عقب‌افتاده‌، ساعات‌ آزادي‌ و فراغت‌ زنان‌ بسيار ناچيز است‌. در اين‌ كشورها،ميليونها زن‌ به‌ كار تمام‌ وقت‌ اشتغال‌ دارند و پس‌ از پايان‌ كار، مسئوليت‌ خانه‌ و نگهداري‌ از ساكنان‌ آن‌ نيز روي ‌شانه‌هايشان‌ سنگيني‌ مي‌كند.

- با اين‌ اوضاع‌ و احوال‌، اگر حوالة‌ زنان‌ را به‌ بهشت‌ آن‌ دنيا هم‌ ندهند، چگونه‌ مي‌توانند اين‌ چنين‌ بار از گرده‌شان ‌بكشند؟

May 6, 2001
در زبان‌ شيرين‌ فارسي‌ ضرب‌المثلي‌ داريم‌ كه‌ مي‌گويد سفرة‌ نينداخته‌ بوي‌ مُشك‌ مي‌دهد

در زبان‌ شيرين‌ فارسي‌ ضرب‌المثلي‌ داريم‌ كه‌ مي‌گويد سفرة‌ نينداخته‌ بوي‌ مُشك‌ مي‌دهد. هر چند اين‌ ضرب‌المثل‌در موارد زيادي‌ كاربرد دارد ولي‌ در مورد حرفة‌ بنده‌ يعني‌ روزنامه‌نگاري‌ و ارتباطات‌ هيچ‌ مصداقي‌ ندارد. درحرفة‌ ما مقالة‌ نانوشته‌ و سخن‌ ناگفته‌ به‌ نان‌ بيات‌ مي‌ماند كه‌ بايد دورش‌ ريخت‌. در اين‌ دور سرسام‌آور و پر سرعت ‌رشد تكنولوژي‌، فرصتي‌ براي‌ ايستايي‌ نمي‌ماند و اگر حرفي‌ و نقلي‌ باشد و از دست‌ من‌ روزنامه‌نگار در رود، بايد فاتحة‌ آنرا خواند. به‌ همين‌ دليل‌ سراغ‌ خبرهاي‌ بسيار داغي‌ كه‌ ظرف‌ دو سه‌ ماه‌ گذشته‌ افتادند نمي‌توانم‌ بروم‌ كه‌ سخت‌ كهنه‌ مي‌نمايد. ولي‌ مگر نه‌ اينكه‌ براي‌ هر مشكلي‌ راه‌حلي‌ هم‌ هست‌؟ ما دست‌ به‌ قلمها هم‌ راه‌ زنده‌ كردن‌ خبر را داريم‌، حتي‌ پس‌ از بيات‌ شدن‌ و نام‌ آنرا هم‌ گذاشته‌ايم‌ تفسير يا نقد يا تحليل‌. با اين‌ اسلحه‌ من‌ هم‌ اكنون ‌مي‌توانم‌ به‌ يكي‌ از موضوع‌هاي‌ داغ‌ دو سه‌ ماه‌ گذشته‌ اشاره‌ كنم‌ بدون‌ آنكه‌ نگران‌ كهنگي‌ خبر باشم‌.

تفسير و نقد بنده‌ در ارتباط‌ با تحولات‌ اخير و اوضاع‌ و احوال‌ داخلي‌ ايران‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از همكاران‌ بنده‌ را در راديو تلويزيونهاي‌ محلي‌ به‌ جنب‌ و جوش‌ انداخته‌ است‌. آنگونه‌ كه‌ به‌راستي‌ باورشان‌ شده‌ است‌ همين‌ فردا همه‌چيز در ايران‌ زير و رو خواهد شد و در اثر انقلابي‌، كشت‌ و كشتاري‌ و يا كودتايي‌ رژيم‌ ولايت‌ فقيه‌ سرنگون‌خواهد شد. تا اينجاي‌ قضيه‌ هيچ‌ ايرادي‌ ندارد و بنده‌ نه‌ تنها مخالفتي‌ با سرنگوني‌ رژيم‌ حاكم‌ بر ايران‌ ندارم‌ كه ‌سالهاست‌ براي‌ چنين‌ رويدادي‌ روزشماري‌ مي‌كنم‌. كار آنجا گير مي‌كند كه‌ رفقا فكر مي‌كنند در چنين‌ فردايي‌ و درازاي‌ چند نيمچه‌ فريادي‌ كه‌ زده‌اند، همة‌ آحاد ملت‌ ايران‌ در سراسر آن‌ مرز پرگهر برايشان‌ قالي‌ قرمز پهن‌ خواهند كرد و آنها را بر سر دست‌ يك‌ راست‌ از لُس‌آنجلس‌ به‌ كاخ‌ رياست‌ جمهوري‌ و يا كاخ‌ سلطنتي‌ خواهند برد. اين‌مدعيان‌، خدا را شكر يكي‌ و دوتا هم‌ نيستند كه‌ باز از قديم‌ مي‌گفتند پيروزي‌ هزاران‌ پدر دارد و شكست‌ يتيم‌ است‌.ولي‌ آنچه‌ نشنيده‌ بوديم‌ اين‌ كه‌ مبارزه‌ هم‌ به‌ پيروي‌ از يار ديرينه‌اش‌ پيروزي‌ در بدر دنبال‌ پدر مي‌گردد. در همين‌شهر خودمان‌ بنده‌ با اين‌ دو تا گوش‌ نازنين‌ بارها شنيده‌ام‌ كه‌ انگشت‌شماري‌ اهالي‌ قلم‌ و سخن‌ تنها خود و يكي‌ دوتن‌ ديگر از همپالكي‌هاي‌ خويش‌ را مبارز مي‌خوانند و ادعا را تا بدانجا مي‌رسانند كه‌ آگاهانه‌ چشم‌ بينش‌ بر بسياري‌از حقايق‌ فرو مي‌بندند و مبارزات‌ جانانة‌ زنان‌ و مردان‌ ديگر را كه‌ سوداي‌ شهرت‌ و وجيه‌المله‌ شدن‌ در سرنمي‌پرورانند و تنها دلشان‌ براي‌ آزادي‌ و رهايي‌ آن‌ سرزمين‌ بلازده‌ است‌ مي‌تپد.

به‌ باور من‌ اين‌ قبيل‌ ادعاها هم‌ توهين‌ مستقيم‌ به‌ شعور همة‌ ما ايرانيان‌ برون‌مرزي‌ است‌ كه‌ سال‌ها شاهد اين‌ شاخه‌ آن ‌شاخه‌ پريدن‌هاي‌ همين‌ مبارزان‌ امروزي‌ بوده‌ايم‌ و هم‌ توهين‌ به‌ گروه‌ كثيري‌ از ايرانيان‌ اعم‌ از زن‌ و مرد و پير وجوان‌ است‌ كه‌ بيش‌ از دو دهه‌ است‌ كه‌ يك‌ نفس‌ و بدون‌ خستگي‌ پرچمدار مبارزات‌ برون‌ مرزي‌ بوده‌اند. حالاگيرم‌ نوع‌ مبارزات‌ آنها به‌ مذاق‌ اين‌ چند تن‌ خوش‌ نيامده‌ است‌ ولي‌ منكر آن‌ كه‌ نمي‌توان‌ شد! اگر كسي‌ به‌ مبارزة‌ مسلحانه‌ اعتقاد ندارد و سخت‌ پابند اين‌ است‌ كه‌ يك‌ ملت‌ تنها زماني‌ توان‌ در دست‌ گرفتن‌ سرنوشت‌ خويش‌ را دارد كه‌ آگاه‌ باشد و بداند و مبارزة‌ خود را در جهت‌ اين‌ آگاهي‌ سمت‌ و سو دهد، آن‌ طرفدار مبارزة‌ مسلحانه‌ حق‌ندارد و نمي‌تواند او را نفي‌ كند و تنها به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ با شيوه‌هاي‌ ديگر مبارزه‌ مخالف‌ است‌، تنها خود را مبارز بخواند. عزيز من‌، مبارزه‌ ملك‌ طلق‌ كسي‌ نيست‌ كه‌ آنرا از آن‌ خود بداني‌ و بعد يك‌ پارچه‌ دست‌ رد بر سينة ‌ديگران‌ و كوشش‌هاي‌ آنان‌ بزني‌.



2008
2007
2006
2005
2004
2003
2002
   2001
 
  December
  November
  October
  September
  August
  July
  June
   May
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions