Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2000                                     Works >> Publications


August 27, 2000
مدتها بود به‌ دليل‌ مشغلة‌ فراوان‌ ايميل‌هايي‌ كه‌ دوستان‌ جوان‌ برايم‌ فرستاده‌اند و اغلبشان‌ پر از نكات‌ ظريف‌ و جالب‌و خواندني‌ است‌ را برايتان‌ ترجمه‌ و بازگو نكرده‌ام‌

مدتها بود به‌ دليل‌ مشغلة‌ فراوان‌ ايميل‌هايي‌ كه‌ دوستان‌ جوان‌ برايم‌ فرستاده‌اند و اغلبشان‌ پر از نكات‌ ظريف‌ و جالب‌و خواندني‌ است‌ را برايتان‌ ترجمه‌ و بازگو نكرده‌ام‌. بدنيست‌ به ‌اتفاق‌ سراغ‌ چندتايي‌ از آن‌ خواندني‌هايش‌ برويم‌ كه‌ كمي‌ حال‌ و هواي‌ آموزشي‌ و نصيحت‌آميز دارد، ايرادي‌ هم‌ ندارد، هيچوقت‌ براي‌ انديشيدن‌ و فراگيري‌ دير نيست ‌بويژه‌ زماني‌ كه‌ از سوي‌ جوانان‌ باشد. مي‌گويد:

- زمان‌ هر چند مرهم‌ خوبي‌ است‌ ولي‌ آرايشگر بدي‌ است‌.

- هرگز از تجربة‌ تازه‌ نترسيد: يادتان‌ باشد كه‌ كشتي‌ نوح‌ را آماتورها ساختند و تايتانيك‌ را حرفه‌اي‌ها.

- از چاقي‌ خود ناراحتيد؟ اگر به‌ شما‌ نصيحت‌ كردند كه‌ بايد تو فرم‌ باشيد، جواب‌ بدهيد: من‌ تو فرمم‌ ولي‌ فرمم‌گرده‌!

- وجدان‌ هماني‌ است‌ كه‌ وقتي‌ داري‌ از همه‌ چيز كيف‌ مي‌كني،‌ دردش‌ مي‌آيد.

- حرف‌ كالاي‌ ارزاني‌ است‌، چون‌ عرضة‌ آن‌ بيش‌ از تقاضايش‌ است‌.

- حتي‌ اگر در مسير درست‌ باشي‌ وقتي‌ حركت‌ نكني‌ و بنشيني‌ ديگران‌ از رويت‌ رد مي‌شوند.

- مي‌دانيد وجه‌ مشترك‌ سياستمدار و پوشك‌ (يا دايپر) بچه‌ چيست‌؟ هر دو را بايد مرتب‌ عوض‌ كني‌ و دقيقاً هم‌ به ‌يك‌ دليل‌.

- آدم‌ خوشبين‌ فكر مي‌كند جهان‌ ما بهترين‌ است‌ و آدم‌ بدبين‌ مي‌ترسد اين‌ حرف‌ حقيقت‌ داشته‌ باشد!

- ديگران‌ افكار و عقايد شما را راحت‌ قبول‌ مي‌كنند به شرط‌ آنكه‌ از قول‌ بزرگي‌ نقلش‌ كنيد.

- جنگيدن‌ براي‌ باور آسان‌تر از عمل كردن‌ به‌ آن‌ است‌!

- ترديد كليد انعطاف‌ است‌.

- دو روز ديگر فردا ديروز خواهد شد!

- مي‌دانيد كي‌ پير شده‌ايد؟ زماني‌ كه‌ از نشستن‌ روي‌ صندلي‌ به‌ اندازة‌ زماني‌ كه‌ طناب‌بازي‌ مي‌كرديد، كيف‌ كنيد.

- مي‌دانيد خيطي‌ يعني‌ چه‌؟ يعني‌ وقتي‌ جواب‌ را بدانيد ولي‌ كسي‌ از شما پرسش‌ نكند.

- هنر بحث‌ كردن‌ در اين‌ نيست‌ كه‌ حرف‌ درست‌ را در زمان‌ درست‌ بزنيد، بلكه‌ در اين‌ است‌ كه‌ حرف‌ نادرست‌ را حتي‌ زماني‌ كه‌ به نظر موقع‌ مناسبي‌ مي‌رسد نزنيد.

- اگر فكر مي‌كنيد چون‌ پير شده‌ايد نمي‌خنديد سخت‌ در اشتباهيد. واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ چون‌ نخنديديد پير شديد.

- خرد هميشه‌ با سن‌ و سال‌ نمي‌آيد. گاه‌ سن‌ و سال‌ بي‌‌همسفر از راه‌ مي‌رسد.

- زندگي‌ در چهل‌ سالگي‌ شروع‌ نمي‌شود بله‌ در چهل‌ سالگي‌ خودش‌ را نشان‌ مي‌دهد.

- گاه‌ همراه‌ ساكت‌ بمراتب‌ بهتر از دوست‌ پندآموز و اندرزگوست‌.

- بزرگترين‌ نياز عاطفي‌ انسان‌ها اين‌ است‌ كه‌ مورد ستايش‌ قرار گيرند.

- بهترين‌ رابطه‌ هنگامي‌ است‌ كه‌ در آن‌ عشق‌ دو نفر به هم‌ بيش‌ از نيازشان‌ به هم‌ باشد.

August 13, 2000
در طول‌ هفته‌اي‌ كه‌ گذشت‌، به‌‌ مناسبت‌ ديدار دوستي‌ فرهيخته‌ كه‌ از ايران‌ آمده‌، نشست‌ و گفتگو با او و خواندن ‌نوشته‌هايي‌ كه‌ با خود از وطن‌ به‌ ارمغان‌ من‌ و شماي‌ ايراني‌ آورده‌ است‌ و دستاوردهاي‌ تازه‌اش‌ بشمار مي‌روند، دقايق‌ شيرين‌ و زيبايي‌ را

در طول‌ هفته‌اي‌ كه‌ گذشت‌، به‌‌ مناسبت‌ ديدار دوستي‌ فرهيخته‌ كه‌ از ايران‌ آمده‌، نشست‌ و گفتگو با او و خواندن ‌نوشته‌هايي‌ كه‌ با خود از وطن‌ به‌ ارمغان‌ من‌ و شماي‌ ايراني‌ آورده‌ است‌ و دستاوردهاي‌ تازه‌اش‌ بشمار مي‌روند، دقايق‌ شيرين‌ و زيبايي‌ را گذراندم‌. اين‌ دوست‌ بانوي‌ نويسنده‌ و مترجم‌ شيرين‌ دقيقيان‌ بود كه‌ يكي‌ از پركارترين‌ مترجمان‌ و نويسندگان‌ جوان‌ ايران‌ امروز است‌ و در كار شناساندن‌ نويسندگان‌ مشهور جهان‌ چون‌ تولستوي‌ و گي‌ دو موپاسان‌، برندگان‌ جوايز نوبل‌ ادبي‌ از جمله‌ نادين‌ گورديمر، تاني‌ موريسون‌، و انديشمندان‌ صاحب‌نامي‌ چون‌ رولن‌بارت‌، ژرژ سامپرن‌ و الكسي‌ نوس‌ به‌ خوانندگان‌ ايراني‌ نقش‌ مؤثري‌ داشته‌ است‌. شيرين‌ دقيقيان‌ در سفر اخيرش‌ دو كار تازه‌ همراه‌ دارد كه‌ هر دو نوشته‌هاي‌ خود او هستند: كتاب‌ عظيم‌ «نردباني‌ به‌ آسمان‌» كه‌ موضوعي ‌تاريخي‌/فلسفي‌ دارد و پژوهشي‌ علمي است‌ دربارة‌ چگونگي‌ پيدايش‌ نيايشگاه‌ در چهارصد و پنجاه صفحه‌ با آگاهي‌هاي ‌بسيار ارزنده‌ كه‌ چهار سال‌ صرف‌ نوشتنش‌ كرده‌ است‌. دومين‌ كتاب‌ كه‌ «زنانه‌ با پروين‌» نام‌ دارد و درست‌ نقطة ‌مقابل‌ كتاب‌ اولي‌ است‌: كم‌ حجم‌ (رويهم‌ چهل و پنج صفحه‌)، لبريز از احساس‌هاي‌ زنانه‌، با بهره‌گيري‌ از واژگاني‌ فاخر و نثري‌ پخته‌ و جذاب‌، پر از لحظات‌ برانگيزاننده‌، نگرشي‌ تازه‌ از منظري‌ بديع‌ به‌ پروين‌ اعتصامي‌ و بررسي‌ و نقدي ‌ديگرگونه‌ در راه‌ يافتن‌ درون‌ پروين‌ از وراي‌ سروده‌هايش‌. اين‌ كتاب‌ جزوه‌مانند را مي‌توان‌ بارها و بارها خواند و هر بار پروين‌ اعتصامي‌ تازه‌اي‌ را در آن‌ يافت‌. بخشي‌ از وجود پروين‌ كه‌ از آن‌ هرگز سخن‌ نرفته‌ است‌ و يا اگر رفته‌ ازچنين‌ ديدگاهي‌ نبوده‌ است‌ چون‌ به‌ نوشتة‌ دقيقيان‌ : «دانسته‌ها از پروين‌ و حريم‌ فردي‌ او چندان‌ نيست‌» چون‌ «سخن زندگي‌ زنانه‌، در ردة‌ ناگفتني‌ها بود». اين‌ چنين‌ است‌ كه‌ من‌ خواننده‌ وقتي‌ مي‌بينم‌ شيرين‌ دقيقيان‌ با چه‌ همدلي‌ وظرافتي‌ به‌ خلوت‌ پروين‌ راه‌ مي‌يابد و مرا نيز با گشاده‌دستي‌ با خود به‌ اين‌ حريم‌ مي‌برد سخت‌ دلشاد مي‌شوم‌. و چه ‌درست‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ پروين‌ در زماني‌ مي‌زيست‌ كه‌ «ادب‌؟ مردانه‌/ عرفان‌؟ مردانه‌/ سياست‌؟ مردانه‌ و عشق‌؟مردانه‌» بود. در اين‌ جهان‌ «پدر پروين‌ دري‌ است‌ به‌ دنيايي‌ كه‌ مردان‌ در چنگ‌ فشرده‌اند و عصارة‌ آن‌ بر بالاي‌ تاقچه‌ نهاده‌اند.» و آنگاه‌ كه‌ از خانة‌ چنين‌ پدري‌ به‌ خانة‌ بخت‌ مي‌رود، اعتراض‌ همسر كه‌: «از خانة‌ پدر به‌ جاي‌ طلا كتاب‌ آورده‌اي‌؟»... «طُرفه‌ دنيايي‌ كه‌ در آن‌ مردان‌ عاشق‌ نمي‌شوند و زنان‌ زندانبان‌ زنانند» و جهاني‌ «ستم‌ در ستم‌!... زنان‌ را رقص‌ و طرب‌! عقل‌ مردان‌ را شايد» و چنين‌ است‌ كه‌ سخن‌ دانشورِ زنان‌ را به‌ قربانگاه‌ مي‌برند: «پروين‌ خود شعرهايش‌ را نسروده‌، دفتر و ديوان‌ او سرودة‌ پدرش‌ است‌!» و «اگر به‌ ستايشش‌ مي‌نشينند او را با مردان‌ همسنگ‌ مي‌كنند و اگر نكوهشش‌ مي‌كنند اينكه‌ فروغ‌ نبود و سخن‌ زنانه‌ نداشت‌.» در اين‌ كتاب‌ نويسنده‌ به‌ پرويني‌ مي‌نگرد كه‌ «هيچگاه‌ مادر نشد ولي‌ درد زايش‌ بسيار كشيد» و چه‌ زيبا او را مي‌نامد: «يتيم‌ وارونه‌ايست‌، مادر بي‌فرزند!»

بله‌، پروين‌ اعتصامي‌اي‌ كه‌ شيرين‌ دقيقيان‌ به‌ ما مي‌شناساند چنين‌ است‌:

پروين‌: كنار آتش‌

روح‌ او: همسفر كولاك‌

مقصد: آشيان‌هاي‌ بي‌ سقف‌

شعر پروين‌: فرافكني‌ روح‌ زنانه‌ در عرفان‌. اگر نه‌ ديگ‌ و تابه‌ را در كنج‌ سياه‌ مطبخ‌ چه‌ كسي‌ ياد مي‌كرد و نخ‌ و سوزن‌ را چه‌ به‌ گفتگو؟

و چنين‌ است‌ كه‌ نويسنده‌ در نهايت‌ به‌ اين‌ كشف‌ انديشمندانه‌ مي‌رسد كه‌:

پروين‌: زنانه‌، سخن‌ را از مردان‌ ربودن‌

فروغ‌: سخن‌ِ زنان‌ را مردانه‌ گفتن‌

August 6, 2000
چهارده مرداد سالروز انقلاب‌ مشروطه‌ و اين‌ مهمترين‌ رويداد تاريخ‌ معاصر ايران‌، هرساله‌ از سوي‌ شيفتگان‌ آزادي‌ و به‌ زبان‌ آن‌ دوران‌ حريت‌ به ‌ياد آورده‌ مي‌شود و خاطرة‌ رزمندگان‌ و جان‌ باختگان‌ اين‌ انقلاب‌ ذر اين‌ روز از نو زنده‌ مي‌گردد

چهارده مرداد سالروز انقلاب‌ مشروطه‌ و اين‌ مهمترين‌ رويداد تاريخ‌ معاصر ايران‌، هرساله‌ از سوي‌ شيفتگان‌ آزادي‌ و به‌ زبان‌ آن‌ دوران‌ حريت‌ به ‌ياد آورده‌ مي‌شود و خاطرة‌ رزمندگان‌ و جان‌ باختگان‌ اين‌ انقلاب‌ ذر اين‌ روز از نو زنده‌ مي‌گردد.

آنچه‌ در اين‌ ميان‌ براي‌ من‌ جالب‌ توجه‌ است‌ اينكه‌ در اين‌ گذر كمتر به‌ حضور و نقش‌ زنان‌ ايراني‌ در صحنة ‌مبارزات‌ آزاديخواهي‌ اشاره‌ مي‌شود كه‌ امري‌ ناعادلانه‌ است‌. به‌ همين‌ دليل‌ تصميم‌ گرفتم‌ امروز من‌ اين‌ مهم‌ را درحد توان‌ خود و وقت‌ برنامه‌ به‌‌ عهده‌ بگيرم‌ و به‌ مقولة‌ مبارزات‌ افتخارآفرين‌ زنان‌ ايراني‌ در اين‌ مقطع‌ زماني ‌اشاره‌اي‌ گذرا بكنم‌، شايد يادآور اين‌ نكته‌ باشد كه‌ هرگاه‌ ملت‌ ايران‌ در راه‌ دستيابي‌ به‌ آزادي‌ و دمكراسي‌ نهضتي‌،حركتي‌ جنبشي‌، خيزشي‌ و اعتراضي‌ به‌راه‌ انداختند، زنان‌ همواره‌ در صحنه‌ حاضر بودند حتي‌ در تاريك‌ترين‌ ادوار زندگي‌ زنان‌، زماني‌ كه‌ ظلم‌ و ستم‌ حاكم‌ بر اين‌ جامعه‌ سعي‌ در پس‌ راندن‌ آنان‌ كرده‌ است‌.

مؤثرترين‌ حضور زنان‌ در تاريخ‌ معاصر جريان‌ حضور آنان‌ در ماجراي‌ تحريم‌ تنباكوست‌.

در اوايل‌ ماه‌ جمادي‌الاول‌ سال‌ ۱۳۰۹ هجري‌ قمري‌ وقتي‌ زين‌العابدين‌ امام‌ جمعة‌ مسجد شاه‌ سعي‌ در لوث‌ كردن ‌حكم‌ تحريم‌ تنباكو كرد، زنان‌ يكپارچه‌ فرياد كشيدند: «اگر امروز مردان‌ ما مانند زنان‌ در خانه‌ بنشينند، ما زنان‌ جامة ‌مردان‌ پوشيده‌، براي‌ استرداد حق‌ از دست‌ رفتة‌ خود به‌ ميدان‌ رفته‌ جانبازي‌ خواهيم‌ نمود.» و بعد واعظ‌ را از منبرپايين‌ كشيدند.

دوم ربيع‌الثاني‌ ۱۳۲۵ هجري‌ قمري‌ عده‌اي‌ از زنان‌ در بهارستان‌ گرد آمدند و خواستار تدوين‌ قانون‌ اساسي‌ شدند و در اين‌ باب‌ روزنامه‌ حبل‌المتين‌ نوشت‌: «پانصد تن‌ از زنان‌ در جلوخان‌ بهارستان‌ گرد آمدند و فرياد: «زنده‌ باد مشروطه‌، پاينده‌ باد قانون‌، نيست‌ و نابود باد استبداد، معدوم‌ باد مستبدين» برآوردند.

بيست و سوم ربيع‌الثاني‌ ۱۳۲۵ هجري‌ قمري‌، زنان‌ ايراني‌ به‌ مقابله‌ با حاجي‌ قاسم‌ اردبيلي‌ يكي‌ از بازرگانان‌ محتكر پرداختند و هنگامي كه‌ از تلگرافخانه‌ مي‌گذشت‌ مورد حملة‌ زنان‌ قرار گرفت‌.

در همين‌ ماه‌ جمعي‌ از زنان‌ اصفهان‌ به‌ طرفداري‌ از مردم‌ ماكو كه‌ به‌ دليل‌ مشروطه‌خواهي‌ قتل‌ عام‌ مي‌شدند، طلا و جواهرات‌ و ظروف‌ مسي‌ و فرش‌هاي‌ خود را به‌ محل‌ انجمن‌ اصفهان‌ آوردند و گفتند: «از برادران‌ و خواهران ‌ماكويي‌ ما رفع‌ ظلم‌ كنيد!»

در ششم مرداد ماه‌ ۱۳۲۵ هجري‌ قمري‌ عده‌اي‌ از مخالفين‌ مشروطه‌ كه‌ به‌ بست‌نشينان‌ معروف‌ بودند، لايحه‌اي ‌نوشتند كه‌ افتتاح‌ مدارس‌ تربيت‌ نسوان‌ و دبستان‌ دوشيزگان‌ در رديف‌ اباحة‌ مسكرات‌ و اشاعه‌ فاحشه‌خانه‌هاست‌.

ولي‌ از اين‌ اعتراض‌ تا باز شدن‌ نخستين‌ مدرسه‌ دخترانه‌ چندي‌ نكشيد. چهارده مرداد ۱۳۲۷ هجري‌ قمري‌ همسر ذوالرياستين‌ كرماني‌ در حالي‌ كه‌ حامله‌ بود، در روزهاي‌ مبارزه‌ براي‌ مشروطه‌ دوشادوش‌ شوهرش‌ حركت‌ مي‌كرد. وي‌ در ميان‌ جمعيت‌ بود كه‌ درد زايمان‌ بر او مستولي‌ مي‌شود و وقتي‌ او را به‌ گوشه‌اي‌ مي‌برند. همان‌ موقع‌ دختري‌ به‌ دنيا مي‌آورد كه‌ نامش‌ را مشروطه‌ مي‌گذارند.

زندخت‌ شيرازي‌ ناشر مجلة‌ دختران‌ ايران‌ در باب‌ وضع‌ زنان‌ ايراني‌ سرود:

بر ما نبود اينهمه‌ بيداد روا

زن‌ را چه‌ گنه‌ بود به‌ درگاه‌ خدا

زن‌ مظهر مهرباني‌ و پاكدلي‌ است‌

اينش‌ نبود قسم‌ به‌ انصاف‌، سزا



2008
2007
2006
2005
2004
2003
2002
2001
   2000
 
  December
  November
  October
  September
   August
  July
  June
  May
  April
  March
  February
  January
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions