April 30, 2000 اين روزها
ايرانيان -
چه در داخل
و چه در خارج
كشور -
روزهاي
سرنوشتسازي
را ميگذرانند
اين
روزها
ايرانيان - چه
در داخل و چه
در خارج كشور
- روزهاي
سرنوشتسازي
را ميگذرانند.
در پي قلع و
قمع شانزده
نشريه و به
زندان
انداختن دو
روزنامهنگار
اصلاحطلب،
دانشجويان
بالندة
ايراني - اين
پيشاهنگان
مبارزه با رژيم
- بار ديگر بهپا
خاستند و
اعتراض خود
را آگاهانه
به گوش
جهانيان
رسانيدند.
در
اين سوي
جهان - و در
غيبت
نشرياتي كه
بتوانند
ديدگاههاي
مبارزان
داخلي را
منعكس كنند -
وظيفهاي
سنگين بر دوش
ما ايرانيان
خارج از كشور
است تا پژواك
فرياد آنان
را چند برابر
كنيم و از هر
فرصتي براي
اين كار بهره
بگيريم.
براي
اينكه به
يادتان
بياورم
همگامي و
همكاري در
اين قبيل
رويدادها تا
چه حد مؤثر
ميتواند
باشد و ما
ايرانيان خارج
از كشور چه
تواني داريم،
به چند مورد
اشاره ميكنم:
-
هفتة پيش
آگاهينامهاي
از سوي مركز
مطالعات
خاورميانه و
برنامههاي
مطالعات بينالمللي
يوسيالاي
به دست گروهي
از ما
ايرانيان
رسيد كه در
آن خبر از يك
كنفرانس بينالمللي
میداد با
عنوان:
«ايران، عراق
و امارات
خليج عربي».
اين عنوان
بر بسياري از
ما گران آمد
و به پيشنهاد
دوستي مبارز
و جوان، موج
اعتراض كتبي
و شفاهي را - بهخاطر
عربي ناميدن
خليج فارس -
به وسيلة
ايميل و تلفن
و فكس به سوي
دفتر دانشگاه
يوسيالاي
بهدنبال
آورد. در
فاصلة
كوتاهي و با
تصميم شوراي
دانشگاه نام
كنفرانس عوض
شد و به
آگاهي همة
ما رسانيدند
كه در اثر اعتراضهاي
بيش از حد
ايرانيان
عنوان
كنفرانس به
«ايران، عراق
و امارات
عربي خليج»
تغيير يافته
است. البته
اينتغيير
هنوز خواستة
كامل ما نيست
و كوشش براي
افزودن نام
فارس در پي
خليج ادامه
دارد.
-
ارتباط گروه
زيادي از
ايرانيان
كوشندة
سياسي و حقوق
بشري و كوشش
خستگيناپذير
آنان در
رسانيدن خبر دستگيريها
در ايران،
محافل بينالمللي
حامي حقوق
بشر و مبارزان
نقض اين
حقوق را بشدت
متوجه بحران
كنوني ايران
كرده است و
همكاري همه جانبة
روزنامهها و
نشريات بينالمللي
در خبررساني
نشان دهندة
اين نكته
است كهاين
روزها بيش از
هر زمان ديگر
ميتوان روي
اين همكاري
جهاني حساب
كرد. اين
همكاري نيز
امكانپذير
نبود مگر با
پيگيري
كوشندگان.
- در
طول ماه
آوريل و ماه
مي، دستكم و
تا آنجا كه
من خبر دارم،
هشت كنفرانس
بسيار مهم
بينالمللي
در امريكا و
اروپا برگزار
شده و خواهد
شد كه در
آنها به
اوضاع ايران
و مسائل آن
خواهد پرداخت.
هر يك از اين
كنفرانسها
امكان ويژهاي
براي ما
فراهم ميآورد
تا آگاهي
جهاني را
نسبت به
بحران و
خفقان موجود
در ايران
بالا ببريم.
-
تعداد
روزافزون
امواج
راديويي و
تلويزيوني
كه به سوي
ايران ميروند،
وسيلة
ارتباط بين
اوپوزيسيون
داخل و خارج
و امكان
پيگيري سريعتر
و مطمئنتري
را فراهم ميآورند.
اما
يك پرسش: در
شرايطي كه
مبارزان
داخل ايران
هشيارانه
عمل ميكنند
و با زبان بيزباني
پيام چگونگي
و شيوة مبارزه
را به ما ميرسانند،
در شرايطي كه
حضور ما در
خارج از
ايران چنين
كاربرد وسيعي
ميتواند
داشته باشد،
بايد در كنار
آنها بود يا
رودررويشان؟
April 23, 2000 تازهترين
حملة
آيتاله
خامنهاي
ولي فقيه و
رهبر جمهوري
اسلامي به
مطبوعات و
انديشمنداني
كه در
كنفرانس
برلين شركت
كرده بودند،
موج
تازهاي از
تظاهرات و
راهپيمايي
را در ايران
براه
انداخت
تازهترين
حملة آيتاله
خامنهاي
ولي فقيه و
رهبر جمهوري
اسلامي به
مطبوعات و
انديشمنداني
كه در
كنفرانسبرلين
شركت كرده
بودند، موج
تازهاي از
تظاهرات و
راهپيمايي
را در ايران
براه انداخت.
به دنبال
اين سخنانخامنهاي
- كه در مصلاي
تهران و در
مقابل
جوانان
بسيجي ايراد
شد - خطيبان و
ائمه جمعة
شهرهاي
مختلف نيزهيزم به
اين تنور داغ
ريختند تا آتش
را برافروختهتر
كنند. آيتاله
محمد كاشاني،
عضو مجمع
تشخيص مصلحتنظام،
در سخنراني
نماز جمعة
خود بدترين
توهينها را
به مطبوعات
و روزنامهنگاران
اصلاحطلب
روا داشت و
آنان را به
پيروي از
گفتههاي
خامنهاي
ماية خجالت،
هوچي و
شارلاتان
خواند و گفت:
«اين روزنامهها
به ارزشهاياسلامي
بياحترامي
ميكنند و با
مقالات و
نوشتههاي
خود به ايجاد
جو يأس و
نااميدي و حس
بياعتمادي
در ميانجوانان
دامن ميزنند!»
اين
اعتراضهاي
آميخته به
دستپاچگي
انحصارطلبان
و اين
عصبانيتهاي
مهار نشدة
تندروها، از
ديدگاه منبيشباهت
به اعتراضها
و عصبانيتهاي
گروهي از ما
ايرانيان - كه
در اين سوي
آبها و يا در
اروپا در
سواحل امننشستهايم
- نيست. مايي
كه با آشوب
و بلوا جلوي
سخن گفتن
آنهايي كه
جان بر كف
از قلب ايران
و جو پر خفقانآن
به خارج ميآيند
تا خرف دلشان
را بزنند.
آخرين نمونة
اين حرف من
كنفرانس
برلين بود.
آن
انديشمندان
و روزنامهنگاراني
كه از راه
تنگ و كوتاهي
كه دارد بهره
ميگيرد تا
فرياد - هرچند
پيچيده در
لفافاستعاره
و ايما و
اشارة خود را
بزند، بايد در
داخل ايران
از ولي فقيه
بخورد و در
خارج از
ايران از ما؟
اگر
در ايران جو
خفقان و فاشيسم
از هر گونه
آزادي بيان
و كلام و قلم
جلوگيري ميكند،
ما ايرانيان
خارجنشين
هم - كه
سالهاست با
معنا و مفهوم
دمكراسي و
آزادي آشنا
شدهايم -
بايد با فرياد
و اعتراض
نگذاريم
سخنراني - حتياگر
نظرش مخالف
ديدگاه ماست
- حرفش را
بزند؟
پس
فرق ما با
انحصارطلبان
داخل ايران
در كجاست؟
روزنامهنگاري
در مقام
انتقاد از
آنان به اين
كلام شاعر
استنادكرده
بود كه: مرا
خواجه بي
دست و پا ميپسندد.
چه
بيانصافي
بزرگي! آنها
در ايران
گلويشان را
ميبرند و ما
در اينجا
زبانشان را.
تاريخ بيدردان
سركوبگر را
بابت حركتهاي
بدون آيندهنگري
و بدون
انديشه و خرد
نخواهد بخشيد.
April 9, 2000 يكشنبة
آينده
تلويزيون
جامجم
همراه با
تلويزيونهاي
ديگر ايراني
ظهرهاي يكشنبه
براي
همراهي با
يك حركت
اجتماعي و
انساندوستانه
ساعات
برنامههاي
خود را به
تلهتان
سازمان آرم
واگذار كردهاند
تا از اين
راه به يك
پژوهش
پزشكي بسيار
لاز
يكشنبة
آينده
تلويزيون
جامجم
همراه با
تلويزيونهاي
ديگر ايراني
ظهرهاي
يكشنبه براي
همراهي با يك
حركت اجتماعي
و انساندوستانه
ساعات
برنامههاي
خود را به
تلهتان
سازمان آرم
واگذار كردهاند
تا از اين
راه به يك پژوهش
پزشكي بسيار
لازم در
زمينة يافتن
ژن معيوب
بيماري HIBM يا
تحليل رفتن
تدريجي
عضلات كه در
ميان برخي
از جوانان
ايراني ديده
شده است
ياري رسانند.
اين برنامة
كمك رساني
كه از سوي
غالب رسانههاي
همگاني لُسآنجلس
(اعم از
نوشتاري و
ديداري و
شنيداري) همراهي
شده است
همزمان در
راديوي بيست
و چهار ساعتة
صداي ايران
و راديوي KIRN670AM و
تلويزيون بيست
وچهار ساعتة
ملي ايران
نيز پخش ميگردد:
حركت زيبايي
كه نشان از
همراهي و
همدلي اهالي
قلم و بيان
دارد،
هنگاميكه
هدف انساني
باشد. حتماً
اين نخستين
بار است كه راديوها
و تلويزيونهايي
كه بطور
معقول و رايج
با هم رقابت
شغلي دارند،
در مقابل يك
رويداد
اجتماعي
همگام و همراه
شدهاند كه
جاي بسي
خشنودي و
افتخار است و
بيانگر اين
نكته كه ما
ايرانيان
اگر بخواهيم
و امكانش را
بيابيم بيشك
ميتوانيم
كارهاي
گروهي و تيمي
را به همان
خوبي كه
كارهاي
انفرادي را
از پيش ميبريم
به سامان برسانيم.
در
كنار اين
حركت احترامبرانگيز
رسانههاي
گروهي،
همراهي
هنرمندان و
نامآوران
ايراني صحنة
هنر نيز دلگرمكننده
است.
پژوهشگران،
اساتيد
دانشگاه،
پزشكان و
بسياري از
سازمانهاي
انتفاعي و
غير انتفاعي
در اين امر سازمان
آرم را ياري
ميدهند تا با
مدد شما
عزيزان
بيننده كار
تحقيق هر چه
سريعتر پيش
رود و به
نتيجه برسد.
براي
آن گروه از
شما كه هنوز
دربارة اين
بيماري
آگاهي كافي
نداريد، روز
يكشنبه شانزده
آوريل
اطلاعات
لازم گردآوري
شده در طول
برنامة تلهتان
به نظرتان
خواهد رسيد.
در اين تلهتان
چهار ساعته
گفتارهايي
نيز به زبان انگليسي
تهيه شده
است تا
جوانان و
افرادي كه
مشكل فهميدن
زبان فارسي
دارند، از
نتايج
تحقيقات و
اطلاعات بيبهره
نمانند.
از
هم اكنون با
شما پيمان
ديداري پر از
شور و هيجان
و اميد و
روشنايي را
ميبندم. روز
يكشنبه شانزده
آوريل سال
۲۰۰۰
بسياري از ما
اهالي قلم،
همراه با
هنرمندان،
خوانندگان،
هنرپيشگان
مورد علاقة
شما،
پژوهشگران، داوطلبان
و حاميان
سازمان آرم
را ياري
خواهيم داد
تا ضمن
گردآوري
بخشي از
بودجة عظيمي
كه براي اين
كار لازم است،
شعلة اميد به
آينده را در
دل بسياري
از مبتلايان
به اين
بيماري و
جواناني كه
ممكن است در
آينده بدان مبتلا
شوند روشن
كنيم و ساعات
سرگرمكنندهاي
را به اتفاق
بگذرانيم.
يادمان
باشد:
شكرانة
بازوي توانا
/ بگرفتن دست
ناتوان است
April 2, 2000 نوروز و
سنتهاي
زيبايش را
پشت سر
گذاشتيم و
سال جديد
ايراني را با
آرزوها و
پيمانهاي
تازه شروع
كرديم
نوروز
و سنتهاي
زيبايش را
پشت سر
گذاشتيم و
سال جديد
ايراني را با
آرزوها و
پيمانهاي
تازه شروع
كرديم.
دركنار كارتها
و پيامهاي
الكترونيك
پر مفهوم و
گوناگوني كه
طي اين مدت
گرفتم، يكي
از دوستان
جوانم نامة الكترونيكي
يا ايميل
زيبايي را
همراه با
گفتار بانوي
دوست داشتني
سينماي
امريكا اودري
هيپورن
برايم فرستاده
بودكه حيفم
آمد آنرا براي
شما دوستان
ترجمه و
بازگو نكنم.
اودري
هيپورن،
زيبايي برون
و درون را با
بالندگي تحسين
برانگيزي به
گونهاي در
هم آميخته
بود كه تحسين
همگان را بر
ميانگيخت و
زندگي هنري
و انسانياش
هر دو پربار
بودند. هر چند
عمر اودري
هيپورن
كوتاه بود،
نامي كه از
خود بهجاي
گذاشت پر
ارزش و
جاوداني است،هم
در عرصة هنر
و هم در عرصة
خدمات
انساني و
اجتماعي.
حتماً شما هم
بخشهايي از
فيلمهاي
خبري حضور اين
سفير حسننيت
يونيسف و
مادر دلسوز
همة كودكان
گرسنه و
بيمار را در
آفريقا ديدهايد
و صورت پر از
چين وچروكش
را كه تا آخر
عمر حاضر نشد
آنرا به دست
جراح
پلاستيك
بدهد در خاطر
داريد. وي
روزي در پاسخ
يك خبرنگار
كه از او ميپرسد
:«راز زيبايي
جاودانة شما
چيست؟» اين
سروده را ميخواند:
براي
داشتن دهان
زيبا
لبها
را با كلام
مهر بياميز
براي
داشتن چشمان
زيبا
خوبي
را در ديگران
جستجو كن
براي
داشتن اندام
زيبا
خوراك
خود را با
ديگران
تقسيم كن
براي
داشتن موهاي
زيبا
بگذار
انگشتهاي
ظريف يك
كودك آنها را
نوازش كند
براي
خوش خراميدن
به
گونهاي گام
بردار كه
انگار كسي در
كنار داري و
تنها نيستي
انسانها،
بيش از اشيا،
نياز به
نگهداري،
بازسازي و
مرمت دارند
اشيا
كهنه را دور
بريز ولي هيچ
انساني را از
خود دور نكن
و
اين واژگان
پر معنا از آن
بانويي است
كه سالهاي
نوجواني را
در بحبوحة
جنگ جهاني
دوم و در
گرسنگي و ترس
گذراند، در
پايان جنگ
از سوي يكي
از شاخههاي
وابسته به
سازمان ملل
متحد نجات
يافت و در
سالهاي آخر
عمرخود فرشتة
نجات كودكان
گرسنه و
وجدان بيدار
جهان گرديد.