December 27, 1998 هر سال با
فرا رسيدن
ايام عيد و
كريسمس يك
پرسش در ذهن
من از نو
زنده ميشود
كه هنوز
پاسخي
برايش
نيافتهام و
آنپرسش اين
است كه آيا
در
افسانههاي
شرق و غرب و
يا در
اسطورههاي
گوناگون
جنسيت قهرمانان
درست
انتخاب
شدهاست؟
آيا در اين
هر
سال با فرا
رسيدن ايام
عيد و كريسمس
يك پرسش در
ذهن من از
نو زنده ميشود
كه هنوز
پاسخي برايش
نيافتهام و
آنپرسش اين
است كه آيا
در افسانههاي
شرق و غرب و
يا در اسطورههاي
گوناگون
جنسيت
قهرمانان
درست انتخاب
شدهاست؟
آيا در اين مورد
هم مثل
تاريخ به
مردان لطف
بيش از حد و
به زنان بيمهري
واضح و آشكار
نشده است؟
من كهميگويم
چرا شده است.
به چهرههايي
چون عمو
نوروز و
بابانوئل يا
به قول
امريكاييها
سانتاكلاس
توجه كنيد
راستش رابخواهيد
بدون اين كه
بخواهم تماشاگران
مرد برنامه
را دلخور كنم.
بايد بگويم
من بر اين
باورم كه
بابانوئل يا
سانتاكلاسحتماً زن
است و آقايان
محترم بيجهت
او را زير ريش
و پشم و كت و
شلوار پنهان
ميكنند.
شما
را به خدا
موجودي غير
از زن اين
همه در طول
عمر خود ميبخشد
و از خود مايه
ميگذارد و در
ازايش هيچنميخواهد؟
انصاف بدهيد!
از سوي ديگر
عمو نوروز.
كدام مرد
ايراني است
كه به خانه
بيايد، همسرش
در خواب
باشد، او را
بيدار نكند و
آهسته
پيشاني طرف
را ببوسد و
برود؟
پاسخ
اين دو پرسش
را شما به من
بدهيد بلكه
اين معما حل
شود.
December 20, 1998 به پايان
سال 1998 نزديك
شدهايم
به
پايان سال
۱۹۹۸
نزديك شدهايم.
يكسال ديگر
سدة بيستم و
هزارة دوم
را هم پشت
سر خواهيم
گذاشت. قرني
كه بحقعنوان
قرن
ارتباطات را
به خود
اختصاص داده
است. در طول
هفتههاي
گذشته،
اخبار سراسر
دنيا نماد
كوچكي از
حضوردائم
و لزوم ارتباطات
بود: چه
ارتباط در
سطح انسانها،
چه ارتباط
در سطح دو
كشور.
ارتباطات
يعني فرزند
خلف سلف خود
روزنامهنگاري
در جهان
سياست،
جامعهشناسي،
روانشناسي،
تعليم و
تربيت و
بسياري رشتههاي
ديگر نفوذ غير
قابلانكاري
كرده است و
با اهميت
زيادي تلقي
ميشود. علتش
هم روشن است:
انسان امروز
نميتواند در
جهاني كه به
صورت يك
دهكدة بزرگ
در آمده است،
بدون ايجاد
ارتباط درست
با ديگران
دوام بياورد.
پژوهشگران
و آگاهان
امريكايي كه
خداي خلاصه
كردن و ردهبندي
و دستورالعمل
و الگوسازي
هستند، براي
ارتباط هم دو
فرمول جالب
دارند: يكي
ويژگيهاي
لازم براي
برقراري
ارتباط درست
و ديگري
موانع
برقراري
ارتباط كه
به نظر من در
دو سطح فردي
و جهاني قابل
پياده كردن
است.
در
مقابل هفت
مانع مهم هم
در راه ايجاد
ارتباط سالم
هم وجود دارد
كه عبارتند
از:
نخست
- قضاوت
دوم -
نصيحت
سوم -
سرزنش
چهارم
- تحقير
پنجم
- موعظه
ششم -
مقايسه
هفتم
- تهديد
هر
يك از اين ويژگيها
بار مهمي با
خود حمل ميكنند
و بُرد گستردهای
دارند: چه در
سطح حل
اختلافات خانوادگي
مثل رابطة
بين والدين
و فرزندان و
چه در سطح
مذاكرات بين
كشورهاي
متخاصم مثل
روند صلح
خاورميانه.
حالا
پرسش اساسي
اين است:
آيا سيد محمد
خاتمي كه دم
از گفتگوي
تمدنها ميزند
خود و
همكارانش
اسباب و
ابزارلازم
براي
برقراري اين
ارتباط را
دارند؟ من كه
ميگويم دست
شيخ ما كوتاه
و خرما بر
نخيل. نظر
شما چيست؟
December 13, 1998 روز دهم
دسامبر
امسال
پنجاهمين
سالگرد اعلامية
جهاني حقوق
بشر بود و
سازمانها و افراد
مختلف در
سراسر دنيا از
اينرويداد با
احترام ياد
كردند
روز
دهم دسامبر
امسال
پنجاهمين
سالگرد
اعلامية
جهاني حقوق
بشر بود و
سازمانها و
افراد مختلف
در سراسر دنيا
از اينرويداد
با احترام
ياد كردند. چه
آنان كه از
مواهب سي
مادة اين
اعلاميه
برخوردارند،
چه آنان كه
در راه حصول
به مفاد ايناعلاميه
در حال كوشش
و فعاليتاند
و چه آنهايي
كه از
پيامدهاي
نقض برخي از
اين مواد در
كشور
متبوعشان
رنج ميبرند.
يادم
ميآيد در
نخستين بهار
پس از انقلاب
اسلامي
ايران اين
شعار بر سر
زبانها بود كه:
«در بهار
آزادي، جاي
شهدا خالي»و
امروز پس از
بيست سال
وضع چنان
است كه همان
ايرانيان
ذوقزده
بايد از سر
درد فرياد
برآورند كه
«پنجاهمين
سالگرد اعلامية
جهاني حقوق
بشر يك شوخي
تلخ است!».
همزمان با
اين سالگرد
موج سركوب،
كشتار و خفه
كردن صداي
اهالي قلم
مخالف رژيم،
دگرانديشان
و صاحبان فكر
و بيان در
رژيم جمهوري
اسلامي
ايران بالا
گرفته است.
در
اين راه
كوشندگان
سياسي و
طرفداران
برقراري
حقوقبشر در
ايران از نو
به تكاپو
افتادهاند
تا بلكه با
استفاده
ازتكنولوژيِ
نامههاي
الكترونيك
يا ايميل و
فكس برخي از
مقامات جهاني
و سازمانهاي
حقوق بشري
را نسبت به
ابعاد خطرناك
اين روند در
ايران آگاه
سازند. قتل
فروهرها،
يافته شدن
جسد خفه شدة
محمد مختاري
به دنبال
مرگ مشكوك دكتر
مجيد شريف و
ناپديد شدن
محمد پوينده را
-كه همگي از
منتقدان
رژيم و
مبارزان راه
آزادي بودند-
بطور قطع نميتواند
اتفاقي
دانست. اين
رويدادها
-يعني ناپديد
شدن ناگهاني
مخالفان و
پيدا شدن
جسدشان پس
از چند روزـ
كه روند
كاملاً
آشنايش را در
كشورهاي
امريكاي
جنوبي ديدهايم،
چه معناي
ديگري جز
ايجاد فضاي
رعب و وحشت ميتواند
داشته باشد؟
در
يكي از ايميلهايي
كه به دستم
رسيده است،
سخن از
«مزارع كشتار
مخالفان»
رفته بود كه
با خواندن آن
و اين اشاره لرزه
بر اندام هر
انساني ميافتد.
اگر به ياد
داشته
باشيد، چندي پيش
فيلمي به
نام «مزارعكشتار»
روي اكران
سينماهاي
مختلف به
نمايش درآمد
كه جنايات
وحشتناك خمر
سرخ و قتل
عام و تصفية
دگرانديشان
رادر كشور
كامبوج نشان
ميداد.
اگر
ما شاهدان
اين جنايات
كه در ساحل
امن نشستهايم
صدايمان در
نيايد و كاري
نكنيم چه
بسا ميتوانيم
شاهد فجايعي شنيعتر
از اين باشيم.
گمان
نكنيد كه از
شما يك نفر
كاري ساخته
نيست. در
جهان
ماهواره و
اينترنت و
فكس و ايميل
هر يك تن
هزاران تناست.
امتحان كنيد.
با هر سازمانی
که میتوانيد تماس
بگيريد و اين
اعتراض را در
بالاترين
رديف ليست
كارهاي
اجرايي خود
قرار دهيد.
December 6, 1998 از
پنجشنبه
سوم تا
يكشنبه ششم
دسامبر امسال
سي و دومين
گردهمايي
ساليانة انجمن
مطالعات
خاورميانه (MESA)
باهمكاري
مركز پژوهشهاي
خاورميانه
دانشگاه
شيكاگو در شهر
شيكاگو
برگزار شد
از
پنجشنبه
سوم تا
يكشنبه ششم
دسامبر امسال
سي و دومين
گردهمايي
ساليانة
انجمن
مطالعات
خاورميانه (MESA)
باهمكاري
مركز
پژوهشهاي
خاورميانه
دانشگاه
شيكاگو در شهر
شيكاگو
برگزار شد.
اين
گردهمايي كه
هر بار در يكي
ازشهرهاي
ايالات
متحده
امريكا تشكيل
ميگردد يكي
از معتبرترين
و بزرگترين
كنفرانسهايي
است كه
پژوهشگران، استادان،
نويسندگان و
علاقهمندان
فرهنگ و
ادبيات و
علوم انساني
كشورهاي
مختلف را - كه
به محدودة
مشخص
خاورميانه تعلق
خاطر دارند و
يا در اين
زمينه كار ميكنند
و مينويسند و
تدريس ميكنند
- دور يكديگر
جمع ميكند.
در طول چهار روز
برگزاري اين
جلسات شركت
كنندگان با
آخرين و تازهترين
دستاوردهاي
خود به ميدان
بحث و
گفتگوهاي
متعدد ميآيند
و در زمينههاي
گوناگون به
ايراد
سخنراني و
تبادل نظر ميپردازند.
پس از سي و
يك نشست
متوالي
ساليانه، جلسات
مسا شكل و
روية يكدستي
پيدا كرده
است و كساني
كه به اين
گردهمايي ميآيند،
اگر تازه
وارد نباشند،
ميدانند كه برنامه
چه شكل و
صورتي دارد.
روز
اول كنفرانس
برنامه
متشكل از
جلسات و
ديدارهاي انجمنها
و سازمانهاي
گوناگون
وابسته به
مسا است. در
حدود بيست و
دو انجمن
مختلف در
سالنهاي
متعدد هتل
جلسات مجمع
عمومي دارند
و هر كس با
توجه به
عضويت خود در
انجمن
وابستهاش
در يك يا چند
تايي اين
جلسات حاضر
ميشود.
صبح
جمعه
كنفرانس رسماً
آغاز ميشود و
جلسه ويژه و
همگاني، كه
مهمترين
نشست آن
بشمار ميرود،
با موضوع گرم
روز يعني
«جريان صلح
خاورميانه»
بسياري از
شركت
كنندگان را
به سوي خود
جلب ميكند.
در جلسات
سخنراني
ديگر هم به موضوع
ايران و
تحولات اخير
در داخل كشور
بسيار توجه
شده است.
موضوعهاي
سخنراني
بسيار گسترده
است و از زبانشناسي
و جامعه
شناسي و
روانشناسي
گرفته تا
سياست و ادب
و هنر و تاريخ
در اغلب
زمينهها
نوشتهاي
ارائه ميشود.
ما ايرانيهاي
شركت كننده
مطابق معمول
همه ساله
تنها به
جلساتي كه
به ايران
مربوط ميشود
و يا
سخنرانانش
ايراني
هستند ميرويم
و همة كشش و
توجهمان در
اين سه روز
به سوي
جلساتي است
كه بويي از
وطن دارند.
جمعه
شب، مهماني
همگاني مسا
است، زمان
توزيع جوايز
آكادميك،
فرصتي براي
ديدار دوستان
و آشناياني
كه يك سال است
از آنها بيخبر
ماندهاي،
رد و بدل
كردن آگاهيهاي
جديد و گپي و
شنيدن چند
قطعه موسيقي
همراه با
پذيرايي
كوكتل.
معمولاً
زمانهاي
كوتاه صرف
صبحانه و
ناهار و شام
بهترين فرصت
است تا
دوستان
همديگر را بيابند
و اگر كاري
در خارجاز
چهارچوب
كنفرانس
دارند به رتق
و فتقش
بپردازند. در
گوشه و كنار
رستوران هتل
جمعهاي
كوچك ايرانيها
و عربها
واسرائيليها
و تركها و...
ديده ميشوند
كه سرگرم
بحث و
گفتگويي
هستند.
جلسات
نمايش فيلم
و غرفههاي
عرضه كتاب
نيز بخش
ديگري از اين
رويداد
فرهنگي
هستند. روزهاي
دوم و سومفرصتهاي
مناسبي است
براي ديدار
از يكي دو
فيلم مستند و
كوتاه كه در
بخش فستيوال
فيلم به
نمايش در
آمدهاند و
بعد گشت و
گذاري در
نمايشگاه
كتاب و غرفههاي
گوناگون.
در بخش
نمايش فيلم
حدود بيست
فيلم به
معرض تماشا
گذارده شده
است كه در
ميان آنها
تنها يك فيلم
ايراني است
و به
مينياتور
اختصاص دارد.
امسال در
محوطة وسيعي
كه به
نمايشگاه
كتاب اختصاص
يافته است،
تا آنجا كه
بياد دارم
تعداد غرفههاي
ايراني بيش
از هر سال
ديگر است.
جلسات
مركز مطالعات
خاورميانه
در سالهاي
اخير به صورت
بازتري صورت
سياسي گرفته
است و
كوشندگان
سياسي كشورهاي
مختلف سعي
ميكنند از
اين تريبون
براي سخن
گفتن دربارة
مسائل و
مشكلات كشور
متبوع خود و
منطقةخاورميانه
بهره بگيرند.
به
هر روي نشستهايي
از اين دست
براي يك
شنونده و
ناظر علاقهمند
همواره فرصت
خوبي است تا
با برداشتي
نو و توشة راهي
پربار و
آشناييهاي
تازه به
خانه باز
گردد.