Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Works >> Publications                                                                              يادواره‌ها

  فروهرها نفسي‌ برون‌ نمي‌آيد، چه‌ فضاي‌ وحشت‌آلودي/ ‌ همه‌ جا تنوره‌كش‌ ديوي‌، پي‌ هر تنوره‌اي‌ دودي‌

نفسي‌ برون‌ نمي‌آيد، چه‌ فضاي‌ وحشت‌آلودي/ همه‌ جا تنوره‌كش‌ ديوي‌، پي‌ هر تنوره‌اي‌ دودي‌

بيتي‌ از تازه‌ ترين‌ غزل‌ سيمين‌ بهبهاني‌

از روز يكشنبه‌ هفتة‌ پيش‌ كه‌ خبر هولناك‌ قتل‌ فروهرها را شنيده‌ايم‌، افزون‌ بر آنكه‌ در يك‌ حالت‌ بهت‌ فرو رفته‌ايم‌، جز از آنها نگفته‌ايم‌ و نشنيده‌ايم‌: هر كس‌ در حد توان‌ خويش‌. به‌ قلمي‌، به‌ بياني‌، به‌ گفتاري‌ و به‌ نوشتاري‌. در كنار اندوه‌ رخداد اين‌ جنايت‌ بيرحمانه‌ هر كس‌ نسبت‌ به‌ پيامد بخشي‌ از اين‌ رويداد توجه‌ نشان‌ داده‌ است‌. بسياري‌ بر اين‌ باورند كه‌ اين‌ حادثه‌ در ايران‌ حركتي‌ را موجب‌ شده‌ است‌ كه‌ سالها بود از يادها رفته‌ بود يعني‌ اتحاد و همبستگي‌ گروه‌هاي‌ مختلف‌ و يكي‌ شدنشان‌ با ملت‌ رنجديدة‌ ايران‌.

در خارج‌ از ايران‌، جلسة‌ امروز نمادي‌ بي‌ چون‌ و چرا از همين‌ نتيجه‌گيري‌ است‌ و اميد من‌ اين‌ است‌ كه‌ در همين‌ راستا ادامه‌ پيدا كند كه‌ ديگر تفرقه‌ و جدايي‌ و سازهاي‌ ناكوك‌ امان‌ همه‌ ما را بريده‌ است‌. اما آيا در سطح‌ فردي‌ نيز اين‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌؟ گمان‌ نمي‌كنم‌ چون‌ هر يك‌ از ما در چارچوب‌ تنهايي‌ خويش‌ يك‌ سازمان‌ اپوزيسيون‌ هستيم‌، جواز فعاليت‌ سياسي‌ خود را نيزخويشتن‌ صادر كرده‌ايم‌ و چون‌ تحمل‌ دگر انديش‌ را نداريم‌ همة‌ كوشندگي‌ خود را در يك‌ راستا گرد آورده‌ايم‌: توطئه‌ و افترا و برچسب‌ و انگ‌ زدن‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ صدور حكم‌ بدون‌ فرجام‌ و تميز و با رخصت‌ آگاهي‌هاي‌ نيم‌بند. چرا چون‌ در كهن‌الگوهاي‌ قومي‌ ما بين‌ تحمل‌ يا پذيرش‌ تفاوتي‌ وجود ندارد. ولي‌ بين‌ تحمل‌ و پذيرش‌ زمين‌ تا آسمان‌ فاصله‌ است‌. پذيرش‌ ياAcceptance  كه‌ وجه‌ مخالفش‌ رد كردن‌ است‌، يعني‌ كسي‌ را به‌ دليل‌ همساني‌ بپسندي‌ و قبول‌ كني‌ و به‌ دليل‌ تفاوت‌ نپسندي‌ ورد كني‌. به‌ قول‌ سعدي‌:

گر به‌ تشريف‌ قبولم‌ بنوازي‌ مَلَكم‌ / ور به‌ تازانة‌ قهرم‌ بزني‌ شيطانم‌

اين‌ شيوة‌ واكنش‌ كه‌ خيلي‌ ساده‌ و بدون‌ پيچيدگي‌ است‌ به‌ مزاج‌ ما جهان‌ سومي‌ها بيشتر مي‌سازد و چون‌ يك‌ بعدي‌ است‌ كوششي‌هم‌ نمي‌طلبد. ولي‌ تحمل‌ يا Tolerance كار بسيار مشكلي‌ است‌ و فرهيختگي‌، والايي‌، آگاهي‌، تواضع‌، فرافرهنگي‌ بودن‌، فراخاكي‌ بودن‌ را مي‌طلبد. اين‌ كه‌ تو بداني‌ ديگري‌ باور و مرام‌ و گزينش‌ و بينشش‌ با تو يكسان‌ نيست‌ و براي‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ هدف‌ مشترك‌ راه‌ ديگري‌ را مي‌پسندد. به‌ قول‌ حافظ‌:

نه‌ هر درخت‌ تحمل‌ كند جفاي‌ خزان / ‌غلام‌ همت‌ سروم‌ كه‌ اين‌ قدم‌ دارد

بله‌ دگر انديش‌ را مي‌توان‌ نپذيرفت‌، ولي‌ اگر او را تحمل‌ نكنيم‌ نشانة‌ اين‌ است‌ كه‌ هنوز نخستين‌ گام‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ دمكراسي‌ را برنداشته‌ايم‌. بار هيچكس‌ جز با تحمل‌ و تالرانس‌ در مقابل‌ دگرانديشان‌ به‌ مقصد نمي‌رسد و در هيچ‌ كشوري‌ دمكراسي‌ و آزادي ‌ريشه‌ نخواهد دواند مگر اينكه‌ گوناگوني‌ در تمام‌ جوانب‌ زندگي‌ شهروندانش‌ روي‌ نموده‌ باشد.

بسياري‌ از ما ايرانيهاي‌ خارج‌ از كشور يا حداقل‌ مقيم‌ امريكا و اروپا با اين‌ ويژگي‌ والا سخت‌ بيگانه‌ايم‌ و از اين‌ بابت‌ پس‌ از رويداد قتل‌ تكان‌دهندة‌ فروهرها از هموطنان‌ داخل‌ ايران‌ نيز عقب‌ افتاده‌ايم‌. اين‌ گفتة‌ من‌ ناظر به‌ واكنش‌هايي‌ است‌ كه‌ در مقابل‌انسانهاي‌ انديشمند و مبارز كه‌ مرامي‌ جز ما دارند نشان‌ مي‌دهيم‌ به‌ ويژه‌ اگر اين‌ انسان‌ از آن‌ سوي‌ آبها آمده‌ باشد. بگذاريد به‌گنجينة‌ خاطراتمان‌ مراجعه‌ كنيم‌ و ببينيم‌ بر سر شاپور بختيار، رضا مظلومان‌، عبدالرحمن‌ برومند، سعيدي‌ سيرجاني‌، فريدون‌ فرخزاد و بسياري‌ ديگر چه‌ آورده‌ايم‌.

با فروهرها هم‌ كم‌ بي‌مهري‌ نكرديم‌. در مقابل‌ آنان‌ نيز كه‌ تمام‌ عمر خود را به‌ مبارزه‌ و كوشش‌ براي‌ سربلندي‌ ايران‌ گذراندند، تحمل‌ را فراموش‌ كرديم‌ و چون‌ شيوة‌ مبارزه‌ يا راه‌ حلي‌ غير از خواستة‌ ما پيشنهاد مي‌كردند ردشان‌ كرديم‌، به‌ همين‌ سادگي‌.

دردناك‌ اين‌ كه‌ تا هر يك‌ از اينها كشته‌ شدند، فوري‌ آن‌ كهن‌الگوي‌ ديگر قومي‌مان‌ را به‌ ياد آورديم‌ و مرده‌پرست‌ شديم‌. غافل‌از اينكه‌ اگر جسم‌ اينان‌ به‌ دست‌ عمال‌ سركوب‌ و انحصارطلب‌ رژيم‌ داخل‌ ايران‌ كشته‌ شد، روحشان‌ به‌ دست‌ آن‌ عده‌ عمال ‌سركوب‌ و انحصارطلب‌ مخالف‌ رژيم‌ خارج‌ از ايران‌ كشته‌ شد. بله‌ ما نخست‌ روحشان‌ را مي‌كشيم‌ و سپس‌ به‌ آنها وامي‌گذاريمشان‌ تا جسمشان‌ را بكشند. درست‌ مثل‌ مسابقة‌ گاوبازي‌! تيرهاي‌ نخست‌ را ما مي‌زنيم‌ طرف‌ را زخمي‌ مي‌كنيم‌ و براي‌ تير خلاص‌ آنها را به‌ دست‌ فرماندهان‌ اين‌ فجايع‌ و سر سپردگان‌ رژيم‌ مي‌سپاريم‌. در اينجا، ما هر آزاده‌اي‌ را كه‌ جرأت‌ كند حرف‌بزند، مبارزه‌ كند و جان‌ بر كف‌ بگذارد به‌سادگي‌ آب‌ خوردن‌ منتسب‌ به‌ جمهوري‌ اسلامي‌ مي‌كنيم‌. آنگاه‌ وقتي‌ آن‌ سرو آزاده‌ به ‌دست‌ مأموران‌ ترور به‌ خاك‌ افتاد، تازه‌ باورمان‌ مي‌شود كه‌ اشتباه‌ مي‌كرديم‌. بعد از آنور مي‌افتيم‌، همة‌ اتهامات‌ و انگ‌ها رافراموش‌ مي‌كنيم‌، قهرمانش‌ مي‌خوانيم‌ و اشك‌ حسرت‌ مي‌ريزيم‌.

فكر مي‌كنيد بختيار، سيرجاني‌، فرخزاد، برومند، شرفكندي‌، قاسملو، ميرعلايي‌، مظلومان‌، زال‌زاده‌، تفضلي‌، شريف‌، پروانة‌فروهر، داريوش‌ فروهر و ديگران‌ را تنها آنها كشتند؟ خير، دست‌ يكايك‌ كساني‌ كه‌ وقتي‌ با آنان‌ مصاحبه‌ مي‌شود يا وقتي‌ از ايران‌خارج‌ مي‌شوند و در امريكا و اروپا حرف‌ مي‌زنند و اعتراض‌ مي‌كنند، فرياد برمي‌آوردند كه:‌ «از خودشانند والا چگونه‌ جرأت‌مي‌كنند حرف‌ بزنند!» در اين‌ قتل‌هاي‌ فجيع‌ خونين‌ است‌.

همة‌ آنهايي‌ كه‌ بجاي‌ نگاه‌ كردن‌ به‌ پيشينة‌ نيم‌ قرن‌ مبارزة‌ اين‌ دو آزاده‌ دلمشغول‌ اين‌ بودند كه‌ داريوش‌ فروهر دو زن‌ داشت‌ يا يك‌ زن‌، همة‌ آنهايي‌ كه‌ وقتي‌ چهار سال‌ پيش‌ پروانة‌ فروهر براي‌ ايراد سخنراني‌ به‌ كنفرانس‌ بنياد پژوهشهاي‌ زنان‌ آمد، انگشت ‌اتهام‌ به‌ سوي‌ او دراز كردند كه‌ چرا براي‌ ايران‌ مي‌جنگي‌ و براي‌ زنان‌ نمي‌جنگي‌ در همين‌ رده‌بندي‌ قرار مي‌گيرند.

من‌ نمي‌دانم‌ چه‌ عاملي‌ به‌ ما ايرانيان‌ برون‌مرز پروانة‌ دادستاني‌ كل‌ زندگي‌ عمومي‌ و خصوصي‌ زنان‌ و مردان‌ مبارز را داده‌ است‌.

من‌ در اينجا و از اين‌ تريبون‌ از سوي‌ همة‌  افترا زنندگان‌، شايعه‌سازان‌، متهم‌كنندگان‌ و نشخواركنندگان‌ حرف‌ مفت‌ كه‌ شهامت‌ جان ‌بر كف‌ گرفتن‌، شعور درك‌ مسائل‌، توانايي‌ تحمل‌ دگرانديش‌ را ندارند ابراز شرمساري‌ مي‌كنم‌ و از روح‌ بزرگ‌ بختيارها،سيرجاني‌ها، فرخ‌زادها، فروهرها پوزش‌ مي‌طلبم‌.

من‌ از همين‌ تريبون‌ به‌ آنهايي‌ كه‌ هنوز ايستاده‌اند و مبارزه‌ مي‌كنند مي‌گويم‌: «خانم‌ سيمين‌ بهبهاني‌، خانم‌ مهرانگيز كار، خانم‌شيرين‌ عبادي‌، آقاي‌ عباس‌ اميرانتظام‌، حجت‌الاسلام‌ سيد محسن‌ سعيدزاده‌، آقاي‌ عباس‌ معروفي‌، آقاي‌ فرج‌ سركوهي‌ و بقية ‌مبارزان‌! ما عليرغم‌ تبعيد بيست‌ ساله‌ هنوز به‌ آن‌ پختگي‌ و بلوغ‌ انديشه‌ نرسيده‌ايم‌ كه‌ شايستگي‌ مبارزان‌ را داشته‌ باشيم‌. به‌ اين‌ شهر و اين‌ مملكت‌ نياييد، صدايتان‌ را به‌ ما نرسانيد كه‌ انگشت‌ اتهامها از سوي‌ خاص‌ و عام‌ به‌ سوي‌ شما بلند مي‌شود، گذشتة‌ شما را زير پرسش‌ مي‌برند، به‌ شما اتهام‌ مي‌زنند، يا به‌ سادگي‌ و با حيرت‌ اعلام‌ مي‌كنند كه‌ اگر ضد جمهوري‌ اسلامي‌ باشي‌ نمي‌تواني‌ حرف ‌بزني‌ يا اعتراض‌ كني‌.

كهن‌الگوها حقارت‌ قومي‌ و تاريخي‌ ما ايرانيان‌ هنوز به‌ ما اجازه‌ نمي‌دهد كه‌ انسانهاي‌ با شهامت‌ و از جان‌ گذشته‌ را باور كنيم‌.جبوني‌ و ترس‌ بازمانده‌ از قرنها حكومت‌ استبداد به‌ ما امان‌ انديشة‌ بدون‌ تعصب‌ و غرض‌ نمي‌دهد. فرهنگ‌ ظاهر و باطن‌ به‌ ماحكم‌ مي‌كند كه‌ هميشه‌ در رفتارها و هنجارهاي‌ انسانها به‌ دنبال‌ كاسه‌اي‌ زير نيم‌كاسه‌ بگرديم‌.

از شما مي‌پرسم‌ چند مبارز آزاديخواه‌ و با شهامت‌ ايراني‌ ديگر بايد به‌ دست‌ قصابان‌ قلع‌ و قمع‌ شوند تا ما دست‌ از انگ‌ زدن‌ وايجاد فضاي‌ سركوب‌ دست‌ برداريم‌ و اين‌ كوشندگان‌ را فقط‌ به‌ خاطر شهامت‌ ابراز عقايد و باورهايشان‌ گرامي‌ بداريم‌؟ به‌دستهايمان‌ نگاه‌ جان‌ بيفكنيم‌. دستهاي‌ ما هم‌ خونين‌ و آلوده‌ است‌. ما هم‌ آنها را كشتيم‌. ما هم‌ شريك‌ جرم‌ هستيم‌.

ولي‌ دلخوشم‌ كه‌ آنكه‌ براي‌ هدف‌ و باور و عشقش‌ مبارزه‌ مي‌كند از اين‌ حقارتها باكي‌ ندارد، گو هر كه‌ هر چه‌ مي‌خواهد بگويد، كوشندة‌ سياسي‌ را پروايي‌ نيست‌ و با ملاحظه‌كاري‌ بيگانه‌ است‌.

شرم‌ بر همة‌ آنهايي‌ كه‌ تا سروهاي‌ سربلند مبارز و آزاديخواه‌ سرپا هستند با آنها بي‌مهرند و تا بر زمين‌ نيفتند بزرگشان‌ نمي‌دارند.

درود بي‌پايان‌ بر آن‌ مبارزاني‌ كه‌ بي‌هراس‌ از تنگ‌چشمي‌هاي‌ رقيب‌ شجاع‌، رها و بالنده‌ راه‌ خويش‌ را ادامه‌ مي‌دهند.

افتخار جاويد بر دو مبارز آزاده‌ و بزرگ‌ پروانه‌ و داريوش‌ فروهر

 

جلسه‌ بزرگداشت‌ داريوش‌ و پروانه‌ فروهر‌،۲۹ نوامبر ۱۹۹۸


2005
2004
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
فروهرها
فريدون فرخزاد
مرتضی ني‌داوود
برسابه هوسپيان
نادر نادرپور
هايده
 
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions